تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي ) — صفحة 172

مساهمون:

ص١٧٢

رباعيات عاشورائى آيينهء اسرار

تا پهلوى گنجينهء اسرار شكست * دُر در صدف سينهء اسرار شكست با خشم نهان عاطفه فرياد كشيد * اى واى ! كه آيينهء اسرار شكست

آيينهء ذات

انوار جهانگير جلى يعنى تو * آيينهء ذات ازلى يعنى تو بىپرده سخن بگويم اى كوثر نور * معناى محمّد و علىّ يعنى تو

گريه مكن !

اى صبح بهار آفرين گريه مكن * خورشيد سراپردهء دين گريه مكن يا روز ، گهر ز ديده بفشان يا شب * جان حَسَنين‌ات ، اين‌چنين گريه مكن

عشق احد

مستانه سرم به سر هوايت دارد * جان شوق لقاى جان‌فزايت دارد اى عشق احد ، شكسته ناى دل من * پيوسته نواى نينوايت دارد

حصار غم

دل در غم شام تار غم افتاده * در گلشن جان شرار غم افتاده آهوى روانِ خسته از تير ستم * حيرت زده در حصار غمِ افتاده

يك مرد نبود

تنها نه كسى تو را هم آورد نبود * اى مرد نبرد ! يار و همدرد نبود آن شب كه زنى كرد حمايت از تو * در كوفه به حقّ حقّ كه يك مرد نبود
سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي ) — صفحة 172 | سيد محمد باقر برقعى