تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي ) — صفحة 174

مساهمون:

ص١٧٤

حضرت سجّاد عليه السّلام

چون شمع كه در شعلهء سركش مىسوخت * پروانهء خسته دل ، مشوّش مىسوخت سجّاده‌نشين عشق چون لالهء اشك * در خيمهء دل ميان آتش مىسوخت

زينت ؛ پاسدار لاله‌ها

مىسوخت چو شمع و پايدارى مىكرد * دل از مژه جاى اشك جارى مىكرد شب دختر شير حقّ به جاى عبّاس * از عترت عشق پاسدارى مىكرد

قرآن مىخواند

آن جانِ ز جسم رسته قرآن مىخواند * با ناى ز هم گسسته قرآن مىخواند در تشت طلا به بزم شب‌انديشان * خورشيد به خون نشسته قرآن مىخواند

سلطان عشق

در مكتب دل دبير عشق است حسين * پيغمبر بىنظير عشق است حسين تا هست خدا خدا ، به گلزار وجود * سلطان دل و امير عشق است حسين

تشنهء ديدار

يا مهدى فاطمه ! گرفتار توام * در دشت عطش تشنهء ديدار توام بر ديدهء من خواب حرام است امشب * باز آى كه تا سپيده بيدار توام

شهاب عاشورا

من خواهر آفتاب عاشورايم * پرچم‌كش انقلاب عاشورايم با آنكه فتاده ماه عشقم به محاق * در ظلمت شب شهاب عاشورايم