اينك چند نمونه از شعر او :
آزادى
خورشيد خون برآمد از قلّههاى بىخواب * زانو به خاك شب زد اسب سپيد مهتاب
يال بلند آتش ، در دام كولىِ باد * دست شتاب توفان ، بر شانههاى خيزاب
نوشيد مرغ آتش ، اندوه كهكشان را * روييد موج زارى از گونههاى مهتاب
ناليد قلب رستم ، از كيد آن كج آهنگ * آنك نشسته خنجر بر چاك زخم سهراب
بايد كه دل سپارى ، بر موجهاى جارى * تا شط خون برآرى ، از كام تلخ مرداب
آزادى از قفس را مرغان شب سرودند * اى روح سبز جنگل ! شيران بيشه درياب
در من هماره دريا ، دريادلى رها بود * بشكن حصار شب را ، اى دست روشن آب !
جهان سبز
پلك دوباره مىزند اين آسمان سبز * با من زلال خندهات اى روشنان سبز
پر مىكشد ز مجمر آيينههاى سرخ * آفاق گُرگرفتهات اى كهكشان سبز !
امشب به ياد چهرهء شاداب و روشنت * سر مىنهم به شانهء نخل جوان سبز
تو با ستاره مىدمى اى يادگار عشق ! * تا جاودان بماند اين آشيان سبز
اى ناخداى كشتى غمهاى دلپذير ! * كى مىرسى به ساحل نام و نشان سبز ؟
پيغام روشنايى سرخ شقايقى * بر لب شكفتهاى كه بخوانم اذان سبز
اى چشمهاى نيلىات آيات روشنى ! * با من بمان كه در تو ببينم جهان سبز
كشتى ساحل
شيشهء شب شكسته از تابش خندههاى تو * خون سحر چكيده بر مخمل كهرباى تو
تا نفس بنفشههاى مىدمد از نطع زمين * گل به سراى خويشتن ، خيمه زند براى تو
سرخى لاله را نگر شوق شكفتنش به سر * مىكشدش به خون اگر دشمن نارضاى تو