تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي ) — صفحة 139

مساهمون:

ص١٣٩
اينك چند نمونه از شعر او :

آزادى

خورشيد خون برآمد از قلّه‌هاى بىخواب * زانو به خاك شب زد اسب سپيد مهتاب يال بلند آتش ، در دام كولىِ باد * دست شتاب توفان ، بر شانه‌هاى خيزاب نوشيد مرغ آتش ، اندوه كهكشان را * روييد موج زارى از گونه‌هاى مهتاب ناليد قلب رستم ، از كيد آن كج آهنگ * آنك نشسته خنجر بر چاك زخم سهراب بايد كه دل سپارى ، بر موج‌هاى جارى * تا شط خون برآرى ، از كام تلخ مرداب آزادى از قفس را مرغان شب سرودند * اى روح سبز جنگل ! شيران بيشه درياب در من هماره دريا ، دريادلى رها بود * بشكن حصار شب را ، اى دست روشن آب !

جهان سبز

پلك دوباره مىزند اين آسمان سبز * با من زلال خنده‌ات اى روشنان سبز پر مىكشد ز مجمر آيينه‌هاى سرخ * آفاق گُرگرفته‌ات اى كهكشان سبز ! امشب به ياد چهرهء شاداب و روشنت * سر مىنهم به شانهء نخل جوان سبز تو با ستاره مىدمى اى يادگار عشق ! * تا جاودان بماند اين آشيان سبز اى ناخداى كشتى غم‌هاى دلپذير ! * كى مىرسى به ساحل نام و نشان سبز ؟ پيغام روشنايى سرخ شقايقى * بر لب شكفته‌اى كه بخوانم اذان سبز اى چشم‌هاى نيلىات آيات روشنى ! * با من بمان كه در تو ببينم جهان سبز

كشتى ساحل

شيشهء شب شكسته از تابش خنده‌هاى تو * خون سحر چكيده بر مخمل كهرباى تو تا نفس بنفشه‌هاى مىدمد از نطع زمين * گل به سراى خويشتن ، خيمه زند براى تو سرخى لاله را نگر شوق شكفتنش به سر * مىكشدش به خون اگر دشمن نارضاى تو