تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي ) — صفحة 136

مساهمون:

ص١٣٦

. . . فصلى كه با اين بهانه

در ذهن پاييزىام اى هميشه تو جارى * جاريست از گيسوانت شميم بهارى پاييز را آفريدند تا با درختان * شعرى بگوييم از راز بىبرگ و بارى پاييز فصلى است - فصلى كه با اين بهانه * با برگها مىتوان كرد آهنگ زارى اى هيئت سبز ! بىتو در اين وسعت زرد * سوى چه كس دست‌يازم به امّيد يارى بر من نگاهى - مگر برگ و بارى بيابم * اى رود سبز نگاه تو هر لحظه جارى بشتاب اى اسم اعظم كه دور از تو بردند * اين نىسواران در اين دشت ؛ عِرض سوارى تا با درختان دهى آشتى برگها را * بشتاب و بگذار مرهم بر اين زخم كارى

. . . آن‌سوى باران

اى در حريم تنت آرميده بهاران * پيچيده بوى تو در ساغر مىگساران در واژه‌هاى تو راز بشارت نهفته * وقت غروبى در انديشهء روزه‌داران در ذهن پاييزى من ، خيال گل سرخ * يا نقطه‌ى انتهايى براى سواران
سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي ) — صفحة 136 | سيد محمد باقر برقعى