تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي ) — صفحة 126

مساهمون:

ص١٢٦
به دل‌ها كه از عاشقى سوخته * به چشمى كه بر درگه‌ات دوخته به آه جگرسوز طفلان درد * به اندوه سربستهء كوچه گرد به دل‌ها كه از عاشقى زنده‌اند * به جان‌ها كه از مهر پاينده‌اند به نجواى شب‌زنده‌داران حق * به آواى تكبير ياران حق به عشق على سينه‌ام را بسوز * و آيينه ، آيينه‌ام را بسوز

چشمهء اهورايى

هميشه لحظهء رفتن چقدر زيبايى ! * دوباره آه ! كبوتر بگو كه مىآيى هنوز در عطشت اى زلال مىسوزم * ببار ! تشنه‌ام اى چشمهء اهورايى شبيه كوچ پرستو چه ساده مىرفتى * چقدر ساده و تنها ، چقدر رؤيايى هنوز مانده به يادم هميشه مىگفتى * من از تبار خدايم منِ چليپايى دلم هواى وصالت نموده هرچند آه ! * قدح شكست ز هجرت شراب مينايى شكوه عاطفه بودى به آسمان رفتى * خدا كند كه كبوتر دوباره باز آيى

دو بال خونين

نگاه كن به دلم اين غريبه غمگين است * به شانه‌هاى نجيبش فراق سنگين است پر است سينه‌ام از شروه‌هاى تنهايى * كه نوحه در غم هجران دوست شيرين است تو در فراق درخت ، از بهار باور كن * پرنده مضطرب آن‌سو كنار پرچين است شب است و ماتم تنهايى كبوترها * كه مانده بر دلم از روزهاى ديرين است نگاه كن به دلم ، اين كبوتر محبوس * چگونه آه خدايا ، دو بال خونين است