به دلها كه از عاشقى سوخته * به چشمى كه بر درگهات دوخته
به آه جگرسوز طفلان درد * به اندوه سربستهء كوچه گرد
به دلها كه از عاشقى زندهاند * به جانها كه از مهر پايندهاند
به نجواى شبزندهداران حق * به آواى تكبير ياران حق
به عشق على سينهام را بسوز * و آيينه ، آيينهام را بسوز
چشمهء اهورايى
هميشه لحظهء رفتن چقدر زيبايى ! * دوباره آه ! كبوتر بگو كه مىآيى
هنوز در عطشت اى زلال مىسوزم * ببار ! تشنهام اى چشمهء اهورايى
شبيه كوچ پرستو چه ساده مىرفتى * چقدر ساده و تنها ، چقدر رؤيايى
هنوز مانده به يادم هميشه مىگفتى * من از تبار خدايم منِ چليپايى
دلم هواى وصالت نموده هرچند آه ! * قدح شكست ز هجرت شراب مينايى
شكوه عاطفه بودى به آسمان رفتى * خدا كند كه كبوتر دوباره باز آيى
دو بال خونين
نگاه كن به دلم اين غريبه غمگين است * به شانههاى نجيبش فراق سنگين است
پر است سينهام از شروههاى تنهايى * كه نوحه در غم هجران دوست شيرين است
تو در فراق درخت ، از بهار باور كن * پرنده مضطرب آنسو كنار پرچين است
شب است و ماتم تنهايى كبوترها * كه مانده بر دلم از روزهاى ديرين است
نگاه كن به دلم ، اين كبوتر محبوس * چگونه آه خدايا ، دو بال خونين است