تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي ) — صفحة 123

مساهمون:

ص١٢٣
از من سوخته‌دل شرح غم هجر مپرس * وصف اين واقعه در سينه نگهدارى شد شيشه‌ى صبر من از سنگ فراق تو شكست * گرچه اى يار تو را شيوه وفادارى شد اى كه صدها گره از زلف غزل وا كردى * بهر صاحب‌نظران رفع گرفتارى شد نرگس ناز تو با ما نظرى داشت ولى * شيوه‌ى خنجر ابروت دل‌آزارى شد يار شيرين سخن از خاطر « آوا » نروى * گرچه در بندگى كوى تو كم كارى شد

سينهء عاطفه

ديشب ز لبت شراب پاكم دادى * دامن به كنار و سينه چاكم دادى چون طفل گرسنه‌اى در آغوش وفا * اى سينهء عاطفه خوراكم دادى

بىتو

ديشب مى ناب بىتو مفهوم نداشت * مستى و شباب بىتو مفهوم نداشت در حجله به‌جز من و خيال تو نبود * هنگامه‌ى خواب بىتو مفهوم نداشت

سودازده

بردار حروف اول گفتارم * وان چيز شود كه آرزويش دارم سودا زده‌ام مرا مرنجان از خود * هرجا كه تو طالبى قدم بگذارم

فرض كن

تا به كى خلق خدا اجراى دستورت كنند * طاعت از احكام زور و فكر منفورت كنند تا به كى اندر كمين اين و آن خواهى نشست * فرض كن بهرام گورى عاقبت گورت كنند

برق نگاه

صد ناز و كرشمه با خم ابرو كن * از برق نگاه خود مرا جارو كن از فتنهء چشم مست تو باكى نيست * نازت بكشم هرآنچه دارى رو كن

شهر گلاب

شهرى كه گلاب اعتبارش باشد * بايد گل عشق در كنارش باشد كاشان كه به شهر شاعران مشهور است * الحق كه « شريف » شهر يارش باشد