از من سوختهدل شرح غم هجر مپرس * وصف اين واقعه در سينه نگهدارى شد
شيشهى صبر من از سنگ فراق تو شكست * گرچه اى يار تو را شيوه وفادارى شد
اى كه صدها گره از زلف غزل وا كردى * بهر صاحبنظران رفع گرفتارى شد
نرگس ناز تو با ما نظرى داشت ولى * شيوهى خنجر ابروت دلآزارى شد
يار شيرين سخن از خاطر « آوا » نروى * گرچه در بندگى كوى تو كم كارى شد
سينهء عاطفه
ديشب ز لبت شراب پاكم دادى * دامن به كنار و سينه چاكم دادى
چون طفل گرسنهاى در آغوش وفا * اى سينهء عاطفه خوراكم دادى
بىتو
ديشب مى ناب بىتو مفهوم نداشت * مستى و شباب بىتو مفهوم نداشت
در حجله بهجز من و خيال تو نبود * هنگامهى خواب بىتو مفهوم نداشت
سودازده
بردار حروف اول گفتارم * وان چيز شود كه آرزويش دارم
سودا زدهام مرا مرنجان از خود * هرجا كه تو طالبى قدم بگذارم
فرض كن
تا به كى خلق خدا اجراى دستورت كنند * طاعت از احكام زور و فكر منفورت كنند
تا به كى اندر كمين اين و آن خواهى نشست * فرض كن بهرام گورى عاقبت گورت كنند
برق نگاه
صد ناز و كرشمه با خم ابرو كن * از برق نگاه خود مرا جارو كن
از فتنهء چشم مست تو باكى نيست * نازت بكشم هرآنچه دارى رو كن
شهر گلاب
شهرى كه گلاب اعتبارش باشد * بايد گل عشق در كنارش باشد
كاشان كه به شهر شاعران مشهور است * الحق كه « شريف » شهر يارش باشد