كتاب بنامهاى : « پرنيان ملكوت از ياد رفته » « روشنتر از خورشيد » « فاطمهى زهرا بانوى بهشت » تأليف امّا توفيق چاپ آن را نيافته است .
اينك نمونههايى از شعر او :
محراب خونين
شرارى بزن بر وجودم چو نى * بنالد همه تار و پودم چو نى
شرارى كه آتش بر آيينه زد * غم دورى دوست بر سينه زد
شب آن شب زمين غرق خون مانده بود * شب آن شب فضا لالهگون مانده بود
شب آن شب ، شب غربت عشق بود * شب آن شب زمين تربت عشق بود
شب آن شب خدا را تماشا نمود * على با خداوند نجوا نمود
شب آن شب يتيمان ناخورده نان * همه چشم در راه آن مهربان
دل كوفيان سخت مدهوش بود * عيارى اگر بود مغشوش بود
بخوان مسجد ، اى مأمن كبريا * بخوان نوحه در سوك مرد خدا
شب آن شب خدايا ! چه بيداد بود * زمان در كف ظلم شدّاد بود
يتيمان محزون همه منتظر * هم آيينه گرديد ناگه كِدر
خدايا ! چه سوزى است در سينهها * كه آتش گرفتند آيينهها
كجايند مردان دردآشنا * كجايند ياران بىادّعا
فدايت على جان ، سر و جان ما * گره خورده با نامت ايمان ما
* * * شرارى بزن بر وجودم چو نى * بنالد همه تار و پودم چو نى
شرارى كه آتش بر آيينه زد * غم دورى دوست بر سينه زد
به ديدار دلدار دلدادهاى * كه بر خاك محراب جان دادهاى
* * * خدايا به خونى كه سجّاده شست * به دستى كه بالا به درگاه توست