تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي ) — صفحة 112

مساهمون:

ص١١٢
تاريخ بشر مىدرخشد ناچيز يافته بودم » . جليل قريشىزاده ( وفا ) شاعر نامور و تواناى كرمانشاهى ، كه آثار « آوا » را با خطّ خوش خود برايم فرستاده ، دربارهء او چنين مىگويد : « آوا از شاعران متين و موقّرى است كه هيچ‌گاه از حوزهء اخلاق انسانى پاى بيرون نگذاشته و سال‌ها در مؤانست با مرحوم محمود منشى كاشانى ، كه خويشى نزديك باهم داشتند ، روزگارى را سپرى كرده است . او از سرسپردگان مولاى متقيان و امير مؤمنان على عليه السّلام مىباشد . چه ، عمرى دراز در زاد روز و سال‌مرگ آن بزرگ آزاده قلم را آشناى صفاتش كرده و كمر به خدمت خاكسارانش بسته است . » كيهانى چندى پيش به استاد يد الله بهزاد نوشته بود :
به كودكيم پدر از ره نصيحت گفت * كه ها ! مباش به غفلت ز خدمت استاد هنوز پند پدر زيب گوش جان دارم * كه در سراست مرا شوق خدمت بهزاد
استاد بهزاد در پاسخ آوا چنين سرود :
اى يافته دل هزار شادى ز شما * و آموخته بىبهانه رادى ز شما گر خدمت استاد همىبايد كرد * خدمت ز من است و اوستادى ز شما
نمونه‌هاى زير از شعر اوست :

افسانهء وصال

با چون تويى معاملهء ما نمىشود * اصلاح كارِ ما و تو ، اصلا نمىشود آبِ من و تو هر دو به يك جو نمىرَود * ديگر ميانِ ما و تو ، سودا نمىشود دل بُرده‌اى و ، بوسه به جايش نمىدهى * زين بيشتر كه صبر و مدارا نمىشود هرجا گُريختى ، به فريبى ، ز چشمِ من * امّا عزيز من ، دگر اينجا نمىشود هرگه كه روز وعدهء وصلت فرا رسيد * گفتى به ناز و عشوه ؛ كه حالا نمىشود امروز كام دل ز حال . . . ( ناتمام . . . ) * زارى دگر چه فايده ، فردا نمىشود
سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي ) — صفحة 112 | سيد محمد باقر برقعى