تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي ) — صفحة 2845

مساهمون:

ص٢٨٤٥
ز عشق است آنچه تصنيف و ترانه‌ست * دو ، ر ، مى ، فا ، سلا ، سى ، د ، بهانه‌ست براى حفظ ضرب و وزن آهنگ * نه ما را « چنگ » بايد نه دولا چنگ كجا ديدى ؟ كه چون عشق از در آيد * درى را با كليد « سُل » گشايد بيا اسرار عشق از عاشقان پرس * حديث دلبر از دلدادگان پرس تو هم عاشق شو و همدرد ما باش * چو ما از عاشقان باوفا باش
* *
منم آن عاشق مجروح و خسته * كه معشوقم به بالينم نشسته زَنَد گر زخم بىاندازه بر من * دمد هر « زخمه » جانى تازه در من اگر صد بار بفشارد گلويم * هنوز از عشق باشد گفتگويم مرا از گوشمالىهاى استاد * نخواهد رفت درس عشق از ياد توان ناله و شيون نمانده * به غير از پوستى بر تن نمانده مپندارى از اين ناى غم‌انگيز * كه ما را كاسهء صبر است لبريز
* *
مرا اين ناله كردن بىسبب نيست * كه از دلدادگان ناله عجب نيست چو معشوقم دهد بر ناله‌ام گوش * ندارم يك‌دم از ناله فراموش از آن مىنالم و مىگريم اى دوست * كه مىبينم غمِ من شادى اوست بگريم تا كه لبخندى زند يار * كه دارد گريهء ما خنده بسيار فداى آن لبِ شيرين‌تر از قند * ز ما صد گريه و ، زو يك شكرخند بدان شادم كه سويم گاهگاهى * كند از گوشهء چشمى نگاهى
* *
خوشا عشق و خوشا اسرار عشّاق * خوشا در عشقبازى كار عشّاق خوشا عشق و خوشا دمسازىِ عشق * ميان جان و جانان بازى عشق همه عشق است ، غير عشق كس نيست * ولى زين گفته مقصودم هوس نيست بداند اهل دل كز « نالهء تار » * چه باشد معنى و مفهوم گفتار مرا زين گفتگو مطلب عيان است * « سخن را روى با صاحبدلان است »