تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي ) — صفحة 2847

مساهمون:

ص٢٨٤٧
مانده از كاروان رفتهء عشق * آتشى مرده زير سرپوشى ديده‌اى عشق‌جو ، نگاه غمش * بر مزارى به عشق خاموشى
* *
خاطرى مهرجوى و عشق‌پرست * زين دل سرد و عيش تلخ كسل خسته ز آسايش مقيّد خويش * آرزومند رنج بند گسل
* *
آسمانى فرشته‌اى معصوم * همدم ديوسيرتان و ددان دل پاكى و جانِ باخردى * رنجه از بددلان و بىخردان
* *
كرده روحى لطيف را مجروح * زخم چشمان هرزه و ناپاك بر لبى سايهء تبسّم خشم * زان نگه‌هاى شوخ شهوتناك
* *
كرده جلب نگاه بلهوسان * پيكرى در كمال رعنايى ليك ننموده هيچ ديده هنوز * درك آن شاهكار زيبايى
* *
چشم صورت‌پرست شهوت‌جوى * محو زيبايى تن و بدنى غافل از جلوهء عواطف پاك * خيره در گيسوان پرشكنى
* *
سينه‌اى تابناك و عشق‌انگيز * پيش دل گشته حايلى از نور چشم نامحرمان ظاهربين * غافل از گنج و خيره در گنجور
* *
كودكى جُسته جعبه‌اى از عاج * جعبه را كرده غرق بوسهء ناز مانده پروانه‌اى ظريف در او * پرزنان بر فراز گوهر راز
* *
روح تنهاى آشناجويى * سالها مانده ناشناس و غريب پى به كُنهَش نبرده هيچ رفيق * ره به دردش نجسته هيچ طبيب
* *