تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي ) — صفحة 2774

مساهمون:

ص٢٧٧٤
سوزد يكى در آتش و ديگر غريق آب * خوش درس عبرت است براى بصيرها گر سكته است يا سرطان يا تصادف است * هشدار بهر ما بود اين مرگ‌وميرها اى نوجوان كه داده خداوند قدرتت * غافل مشو ز حرمت و خدمت به پيرها دستت چو مىرسد كمكى كن به ناتوان * آن بينواى خسته كه دارد صغيرها روى زمين ز فقر نماند نشانه‌اى * گر اغنيا دهند حقوق فقيرها از لطف و جود گاه بپوشان برهنه‌اى * پوشى به تن چو اطلس و جير و حريرها دلجويى از غريب و نوازش كن از يتيم * بشتاب بر رهايى جان اسيرها ديدى اگر فتاده به فرياد او برس * شو رهنماى گمشدگان در مسيرها « قارى » بيا و پند بزرگان دين شنو * نيكوست گر شوى ز نصيحت‌پذيرها

مكتب حسين ( ع )

بنگر حسين و مكتب با محتواى او * در حفظ دين بكوش كه اين است راى او خوش قاطعانه بهر عدالت قيام كرد * كن پيروى و پاى بنه جاى پاى او درس از حسين بگير كه ياران نامىاش * كردند تشنه جان گرامى فداى او جانها فداى سرور آزادگان حسين * پاينده باد تا صف محشر لواى او از نوجوان و كودك شش‌ماهه‌اش گذشت * آفاق گشته مات ز صدق و صفاى او با اهل بيتِ زادهء زهرا وداع كرد * آمد به جبههء ، لشكر غم از قفاى او بر نيزه تكيه داده و هَل مِن مُعين بگفت * پاسخ دهند حق‌طلبان بر نداى او اتمام كرد حجّت خود با سپاه كفر * تااينكه خصم عذر نيارد براى او ناگه كه سنگ كينه به پيشانىاش زدند * خون آمد و گرفت رخ حق‌نماى او با جامه خواست پاك كند خون ز روى خود * گرديد جلوه‌گر دل دردآشناى او دشمن به قلب پاكش تير سه‌شعبه زد * قطع حيات گشت و شد از تن قواى او زد نيزه ظالمى دگر از كين به پهلويش * كز صدر زين به روى زمين گشت جاى او با كردگار گرم مناجات شد حسين * با كام تشنه بود رضا بر قضاى او زهرا كشيد نالهء جانسوز از جگر * چون شمر دين بريد سرش از قفاى او يا رب نصيب « قارى » و احباب كن ز لطف * با معرفت رويم سوى كربلاى او