تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي ) — صفحة 2776

مساهمون:

ص٢٧٧٦

در مدح شاه ولايت

به خداى عزّ و جل قسم ، كه مرا خداى تو ، يا على * زده بر صحيفهء دل رقم ، ز ازل ولاى تو ، يا على كرم تو بانى اين بنا ، دوجهان ز جود تو شد به پا * همه كن فكان شد ز ابتدا ، گرو عطاى تو ، يا على به اديم خود تو ميهمان شده از ازل همه انس و جان * همه را رسيده به گوش جان ، سخن سخاى تو ، يا على حرم از وجود تو محترم ، كه به صورت آمده از حرم * به جبين كعبه بُود رقم ، قدم صفاى تو ، يا على به سرادق‌خانهء هل اتى ، زده‌اند پرچم لا فتى * تو درون خانه و ماسوى ، به در سراى تو ، يا على همه معترف به تو در سَبَق ، همه ديده در تو جمال حق * ز تو بوده خلقت ما خَلَق ، هدف خداى تو ، يا على ملكوتيان ، جبروتيان ، همه در هواى تو پر فشان * همه در ثناى تو هم‌زبان ، همه در نواى تو ، يا على چه غم ار به من ز چهار سو ، غم روزگار كرده رو * كه زدم به هزار آرزو ، در التجاى تو ، يا على كه نه تاج و سرير شهنشهى ، به شكوه و شوكت فرّهى * « دل من برد سوى گمرهى ، كه منم گداى تو ، يا على »

آيات خدا

با خلايق هركه دارد مهربانى بيشتر * مىكند از لطف خالق شادمانى بيشتر بيشتر دانى كه حسرت مىبرد هنگام مرگ * آنكه دل بندد به اين دنياى فانى بيشتر ناتوانى را هرآن كس در جهان آزار داد * رنجها بيند به روز ناتوانى بيشتر دامها گسترده شيطان تا برد ايمان تو * كن حذر اى دوست از اين خصم جانى بيشتر سنگ تاريخ قبور رفتگان بر خوان ببين * زير گِل خفته به مرگ ناگهانى بيشتر عالمان با عمل هستند آيات خدا * هان از اين اشخاص بنما قدردانى بيشتر