ز درعت حلقهء گردون ، ز تيغت شعلهء كانون * ز قهرت لطمهء جيحون ، ز ملكت خطوهء بيدا
اگر لطف تو اى داور ، نگردد خلق را رهبر * ز آه خلق در محشر ، قيامتها شود بر پا
رهى اى نخل باغ دين ، كت اندر ديدهء حقبين * نمايد خوشهء پروين ، كم از يكدانهء خرما
در اوصاف تو « قاآنى » دهد داد سخندانى * كند امروز دهقانى ، كه تا حاصل برد فردا
سخن تخم است ، او دهقان ، ثنا مزرع ، امل باران * فشاند دانه در ميزان ، كه چيند خوشه در جوزا
تعالى اللّه گرش خوانى ، معاذ اللّه گرش رانى * به هر حالت كه مىدانى ، تويى مهتر ، تويى مولا
گرش خوانى شهى باذل ، ورش دانى خهى عادل * گرش خوانى شود خوشدل ، ورش رانى شود رسوا
گرش خوانى عفاك اللّه ، ورش رانى حماك اللّه * به هر صورت جزاك اللّه ، كما تبغى كما ترضى
گرش خوانى ثنا گويد ، ورش رانى دعا گويد * نترسد برملا گويد ، ستم زيبا ، كرم زيبا
الا تا در مه نيسان ، دمد از گل ، گل و ريحان * برويد سنبل از بستان ، برآيد لاله از خارا
چو لاله زايرت خرّم ، چو گل با خرّمى توأم * چو ريحان سبز و مشكين دم ، چو سنبل بوستان پيرا
سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي ) — صفحة 2772
مساهمون: سيد محمد باقر برقعى
ص٢٧٧٢