امام ثامن ضامن حريمش چون حرم آمن * زمين از حزم او ساكن ، سپهر از عزم او پويا
نهال باغ علّيين ، بهار مرغزار دين * نسيم روضهء ياسين ، شميم دوحهء طاها
رخش مهرى فروزنده ، لبش ياقوتى ارزنده * از آن جان خرد زنده ، از اين نطقى سخن گويا
ز جودش قطرهء قلزم ، ز رويش پرتوِ انجم * جنابش قبلهء مردم ، رواقش كعبهء دلها
بهشت از خلق او بويى ، محيط از جود او جويى * به جنّت حشمتش گويى ، گرايان گنبد مينا
ستاره كوى ميدانش ، هلال عيد چوگانش * ز نعل سمّ يكرانش ، غبارى تودهء غبرا
قمر رنگى ز رخسارش ، شكر طعمى ز گفتارش * بشر را مهر ديدارش ، نهان چون روح در اعضا
زمين آثارى از حزمش ، فلك معشارى از عزمش * اجل در پهنهء رزمش ندارد دم زدن يارا
خرد طفل دبستانش ، قمر شمع شبستانش * به مهر چهر رخشانش ، ملك حيرانتر از حربا
نظام عالم آگه ، قوام شرع پيغمبر * فروغ ديدهء حيدر ، سرور سينهء زهرا
ابد از هستىاش آنى ، فلك در مجلسش خوانى * به خوان همّتش نانى ، فروزان بيضهء بيضا
وجودش با قضا توام ، ز جودش با سوا خرّم * حدوثش با قدم همدم ، حياتش با ابد همتا
قضا تيريست در شستش ، فنا تيغيست در دستش * چو ماهى بستهء شستش ، همه دنيا و ما فيها
زمين گوييست در مشتش ، فلك مهرى در انگشتش * دوتا چون آسمان پشتش ، به پيش ايزد يكتا
سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي ) — صفحة 2769
مساهمون: سيد محمد باقر برقعى
ص٢٧٦٩