فرصت ( 1299 - 1233 )
ميرزا محمد نصير حسينى ( فرصت الدوله ) ، متخلص به فرصت ، فرزند ميرزا جعفر ، متخلص به بهجت در سال 1271 هجرى قمرى در شيراز چشم به جهان گشود و در همان شهر نشو و نما كرد و علوم ادبيه و عربيه را از اساتيد عصر فراگرفت و بيش از ديگر اساتيد از شيخ مفيد متخلص به داور ، دانش آموخت و بينش اندوخت و فرصت نيز در اشعارش چندين مورد از وى به بزرگى و دانش ياد كرد و استاد نيز رشد شاگرد را تحسين كرد و بر وى آفرين خواند ، در آنجا كه گفت :
فرصت آن شمع جمع اهل هنر * كه ندارد قرين ز نوع بشر
فيلسوفان دهر را شايد * كه به فضل و هنر شود رهبر
فرصت در شمار اساتيد شعر و ادب قرن اخير محسوب مىشد و گذشته از فنون عقليه و نقليه به زبان انگليسى و فرانسه و پهلوى نيز آشنا بود و از فن نقاشى و موسيقى بهرهاى بسزا داشت .
فرصت ازآنپس كه از تحصيل علوم فراغت يافت ، چندى به سير و سياحت پرداخت و در هندوستان و عراق به سير آفاق و انفس گذرانيد و هنگام بازگشت به شيراز ، شعاع السلطنه حكومت فارس را داشت و به اتفاق او به تهران آمد و به حضور مظفر الدّين شاه قاجار رسيد و لقب فرصت الدوله يافت .
فرصت در اوان مشروطيت به سمت نخستين رئيس معارف و اوقاف فارس منصوب گرديد و به اصلاح امور فرهنگى زادگاه خود پرداخت و تا پايان عمر نيز مجرد زيست و در سال 1339 قمرى بدرود حيات گفت و در جوار مدفن حافظ به خاك رفت .
از آثار اوست : 1 - درياى كبير ، 2 - اشكال الميزان ، 3 - بحور الالحان ، 4 - منشآت