تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي ) — صفحة 2658

مساهمون:

ص٢٦٥٨

فتح باب

به دست تا كه مرا ساغر شرابى بود * ز حادثات نه بيمى نه اضطرابى بود نمود پير خرابات از حذاقت و هوش * به مى معالجه هرجا دل خرابى بود بدين خيال كه در خواب بينمت يك شب * به خواب رفتم و آن هم خيال و خوابى بود اجل فراق تو را در حساب عمر شمرد * نمىشمرد اگر راستى حسابى بود ز ياد مىنرود دوره‌اى كه در هر شب * به چنگ تار و نى و بربط و ربابى بود ز يك نگاه تو گشتم غريق بحر نشاط * چه آن نگاه ز مهر تو فتح بابى بود بگفت عشق تو اى خوبروى با « فرساد » * گذشت آنكه تو را مصحف و كتابى بود

صحبت ياران

چو گشته‌ام به وصال تو كامياب امشب * نمىرود به دو چشمم ز وجد خواب امشب ز چشم مست تو چندان خراب و مست شدم * كه بىاثر شده در من خم شراب امشب كنون كه تار سر زلف يار در كف ماست * چه حاجت است به چنگ و نى و رباب امشب رخ چو ماه تو اى شوخ در برابر شمع * شكست رونق بازار آفتاب امشب ز فيض صحبت ياران و دوستان دارم * نشاط بىحد و شادى بىحساب امشب

استقبال از غزل مدرس يزدى

« جهان را سيل اشكم گر برد ويرانه‌اى كمتر * و گر نگذارد از من هم اثر ديوانه‌اى كمتر » ز مستى گر شكستى ساغرم پيمانه‌اى كمتر * و گر ويرانه كردى خانهء دل خانه‌اى كمتر اگر مجنون بميرد از فراق دورى ليلى * چه غم در حلقهء دلدادگان ديوانه‌اى كمتر چو فرهاد ار دهم من جان شيرين در ره جانان * به گرداگرد شمع انجمن پروانه‌اى كمتر چو پنهان كرد زلف و خال از چشم و نظر گفتم * نه پيش عاشق دلخسته دام و دانه‌اى كمتر
سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي ) — صفحة 2658 | سيد محمد باقر برقعى