تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي ) — صفحة 2639

مساهمون:

ص٢٦٣٩
درد ، گل غم ، و ديوان اشعارش به چاپ رسيد . از آثار ديگر او : ترجمهء انگليسى غزلهاى حافظ ، تفسيرى دربارهء دو لغت از متن شكسپير ، وزن رباعى ، مردى كه فكر مىكند ، ترجمهء انگليسى موش و گربه ، ترجمهء رؤيا در نيمه‌شب تابستان ( اثر هملت ) ، و چند اثر ديگر را بايد نام برد . به : صادق هدايت

بن‌بست

خسته‌اى ز آوارگى ، خواهان آرام و قرارى * از جهان آزرده جان ، جوياى امنى و كنارى ماجرا و گفتگو را دشمن ناكينه‌جويى * آشتى و دوستى را ، دوستدار جان‌نثارى دوست از دشمن نكرده فرق ، خورده تير غدرى * كار را نشناخته از عار ، افتاده ز كارى سالها خون خورده‌اى ، شادى ز خود كرده دريغى * تا گزند خويش را در آستين پرورده مارى ساده‌لوحى ناپذيرا ، از تجارب نقش‌بندى * ابلهى ، ناموخته هيچ از گذشت روزگارى روز و شب با خود ستيزى ، نيز از مردم گريزى * نه به عزلت خوگرى ، نه با حريفان سازگارى هم به دولت پشت پا زن ، بر سبيل اهل فقرى * هم ز فقر خويش نزد اهل دولت شرمسارى رانده از كوى خرد ، ناخوانده زى بزم جنونى * ننگ هر مستى ، به جان بيزار از هر هوشيارى مانده بىمطلوب و طالب از طلب نابرده سودى * راه بىرهبر خطا رفته ، پشيمان ، رهسپارى چشم معنى جوى گرچه دوخته بر دهر عمرى * خط هستى را پريشان خوانده بىآموزگارى