تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي ) — صفحة 2628

مساهمون:

ص٢٦٢٨

فرّخ ( 1312 )

مهندس فرّخ تميمى ، در سال 1312 هجرى شمسى در تهران از مادر زاد . ازآن‌پس كه تحصيلات ابتدايى و متوسطه را به پايان رسانيد در رشتهء مهندسى تصفيهء نفت به تحصيل ادامه داد و پس از طى مراحل از دانشكدهء نفت فارغ‌التحصيل شد . تميمى از سال 1330 شاعرى را آغاز كرد و به نظم شعر پرداخت و از همان زمان آثارش در جرايد انتشار يافت و نخستين آثار او اشعار وطنى بود . او مىگويد : « نمىدانم چه شد كه شعر گفتم ، مىگويند شاعر اغلب و ابتدا از هيجان عشق شاعر مىشود . من تاكنون عاشق نشده‌ام . آن‌طور كه در فنون عشق ، شعر ! خوانده‌ام ، اگر هوس‌رانىهاى مرا كه هر زن زيبايى را مىبينم ، شيفته‌اش مىگردم عشق بناميد ، بايد بگويم هميشه عاشق هستم . ولى خود معتقدم كه جادوبند شعر هوسهايم هستم و در شعر معتقد و مصرّ به بيان كامل و عريان احساس هستم ، با شعر بىوزن و غير ريتميك ميانه‌اى ندارم . غزل را دوست دارم و هرگاه رقت و سوزى مخصوص كه فقط بايد در غالب غزل بيان كرد ، دست بدهد ، غزلى مىسازم . » تميمى در ميان شعراى معاصر شيوه‌هاى فريدون توللى و گلچين گيلانى را در شعر مىپسندد و به آن علاقه‌مند است .

علف هرزه

چون علف هرزه‌اى كه بار و برش * ريشه دوانيده‌ام به دست هوسها تشنگىام تافته چو كورهء خورشيد * گرچه كنارم بود كرانهء دريا
* *