پيوند
از قلب من كه دشت بزرگى است :
دشتى براى زيستن باغهاى مهر -
غم ، با تمام تيرگىاش كوچ مىكند
* در نور پاك صبح
اندام من ، ز خواب گران مىشود تهى
در دستهاى من
گويى توان گمشدهاى يافت مىشود
* از قلب من كه دشت بزرگى است :
- دستى براى زيستن باغهاى مهر -
اينك گياه دوستى جاودانهاى
سر مىكشد ز نور توانبخش آفتاب
* آوند اين گياه ، پر از خون آشتى است
من اين گياه را
تا بارور شود
با ، تو گياه دوستى دستهاى تو
پيوند مىزنم