تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي ) — صفحة 2631

مساهمون:

ص٢٦٣١

پيوند

از قلب من كه دشت بزرگى است : دشتى براى زيستن باغهاى مهر - غم ، با تمام تيرگىاش كوچ مىكند * در نور پاك صبح اندام من ، ز خواب گران مىشود تهى در دستهاى من گويى توان گمشده‌اى يافت مىشود * از قلب من كه دشت بزرگى است : - دستى براى زيستن باغهاى مهر - اينك گياه دوستى جاودانه‌اى سر مىكشد ز نور توان‌بخش آفتاب * آوند اين گياه ، پر از خون آشتى است من اين گياه را تا بارور شود با ، تو گياه دوستى دستهاى تو پيوند مىزنم