تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي ) — صفحة 2630

مساهمون:

ص٢٦٣٠
ما زادهء اين درد گرانيم و عجب نيست * گر لذّت آغوش كند چارهء ما را آغوش تو آتشكدهء عشق شباب است * خاموشى و انجام ندارد هوس ما

يار

لغزنده چون اثير * رخشنده چون شهاب پاينده چون خيال * گيرنده چون شراب پوينده چون اميد * گوينده چون نگاه رقصنده چون فريب * سوزنده چون گناه فرخنده چون شباب * دل‌زنده چون بهار . . . اين است آنچه من * خوانم به نام « يار »
سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي ) — صفحة 2630 | سيد محمد باقر برقعى