تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي ) — صفحة 2623

مساهمون:

ص٢٦٢٣

دامن تر نكردم

يك نظر بر يك نكومنظر نكردم * تا كه ياد مهربان دلبر نكردم زان همه خوبان كه در هر شهر ديدم * جز نظاره خواهش ديگر نكردم گرچه اندر زمرهء تردامنانم * رد شدم از نيل و دامن تر نكردم رخت عفت بردم از شهر زليخا * يوسف دل را گريبان در نكردم زين طرب‌انگيز خاك حسن‌پرور * رفتم و خاكى در آن بر سر نكردم از هوس سر تافتم وز نفس سركش * سرزنشها ديدم و سر بر نكردم اين مقام زهد از رندى چو « فرّخ » * تا نكردم امتحان باور نكردم

رباعى

اى باخبر از عشق درون دل من * افزون چه كنى غم فزون دل من خون دلم از ديده رود چون تو روى * از ديدهء من مرو چو خون دل من