تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي ) — صفحة 2600

مساهمون:

ص٢٦٠٠

فرامرزى ( 1352 - 1275 )

عبد الرحمن فرامرزى ، فرزند عبد الواحد ، در سال 1275 هجرى شمسى در قريهء كجور از بلوك فرامرزان لار ديده به جهان گشود . علوم مقدماتى را در زادگاه خود فراگرفت و ازآن‌پس به‌اتفاق خانوادهء خود به بحرين رهسپار گرديد و براى تكميل تحصيلات به چند كشور عربى مسافرت كرد و پس از چندى به بحرين بازگشت و به شغل آموزگارى در مدرسهء ايرانيان به تدريس پرداخت . فرامرزى آنگاه كه از بحرين به ايران آمد ، در تهران سكونت اختيار كرد و به خدمت فرهنگ درآمد و به تدريس در دبيرستانها اشتغال ورزيد ، اما به زودى از كار تدريس خود را كنار كشيد و به روزنامه‌نگارى روى آورد و مدت بيست سال به‌عنوان سردبير روزنامهء كيهان مشغول كار بود و مقاله‌هاى او شهرت بسيار كسب كرد و مورد توجه قرار گرفت . فرامرزى چندين دوره از طرف مردم لار به نمايندگى مجلس شوراى ملى انتخاب شد و سرانجام در سال 1352 شمسى بدرود زندگى گفت . از آثار اوست : راه زندگى ( در دو مجلد ) ، داستان دوستان ، مجموعه داستان ، مجموعه مقالات .

آهنگ فراق

كرد آهنگ سفر بار دگر دلبر من * رفت باز از بر من دلبر سيمين‌بر من دى نماند چو يكى خارستان زشت و سياه * تا سفر كردى زدى نوگل مه‌پيكر من شهد چون زهر به كامم شد و شكر چو شرنگ * تا جدا گشت ز من آن بت چون شكر من سر نمايد چو يكى بار گرانم بر دوش * چونكه رفت از سر من زيب سر افسر من خرّم آن بزم كه روشن شده زان ماه و فرى * آسمانى كه فروزان شده از اختر من