بنفشههاى دولت
بنفشههاى تو اى دوست ، بوى موى تو داشت * پيام مهر و محبّت به من ز سوى تو داشت
بنفشهاى كه به دست سفيد چون يالت * ز باغ چيدى ، عطر نسيم كوى تو داشت
بنفشه آيتى از زلف دلفريب تو بود * نشان ز روحنوازى و حسن خوى تو داشت
به روى ميز نهادم بنفشه چون در آب * صفا و لطفش ، پيوسته گفتگوى تو داشت
بنفشه پيك بهار است و خود بهارى تو * بهار و گل هم ، پيوسته آرزوى تو داشت
بنفشه آيت تقوا و پاكدامنى است * نشانه اين گل ، از سيرت نكوى تو داشت
عزيز من به غلط گفتم اين سخن ، هرگز * كجا بنفشه خم و تاب و رنگ موى تو داشت
بدون عشق رخت وقت ما نمىگذرد * هميشه « فخرى » در قلب عشق روى تو داشت
وطن من
جان و تن من باد فداى وطن من * آرى به فداى وطنم جان و تن من
جان چيست ؟ ز جان بهتر و شيرينتر و خوشتر * گر زان كه مرا هست ، فداى وطن من
اميد كه هر روز جوانتر شود از پيش * اين كشور ديرينه و ملك كهن من
اى مام وطن تا به ابد هيچ نباشد * جز زمزمهء عشق تو زين پس سخن من
پروانه صفت مهر تو سوزد پروبالم * اى شمع رخت روشنى انجمن من
با واژهء پاينده وطن در جريانت * گر قطرهء خونيت روان در بدن من
خواهم كه پس از مرگ من احباب بسازند * از پرچم ايران عزيزم كفن من
خواهم ز خدا « فخرى » دلدادهء شيدا * پاينده و جاويد بماند وطن من