فخرى ( 1345 - 1279 )
بانو فخر عظمى ارغون ، مشهور به بانو فخر عادل خلعتبرى ، دختر مكرم السلطان امير تومان ارغون ، در سال 1279 هجرى شمسى در تهران قدم به عرصهء گيتى نهاد .
فخرى پس از اتمام تحصيلات ابتدايى و متوسطه به استخدام وزارت فرهنگ درآمد و به تدريس ادبيات فارسى و تاريخ و جغرافيا پرداخت و مدت چهل سال به تعليم و تربيت نوجوانان همت گماشت و در ضمن " نامه بانوان " و ازآنپس روزنامهء " آزادى خلق " را منتشر ساخت .
بانو فخر كه در شعر فخرى تخلص مىكند ، سالها با همكارى شوهرش عادل خلعتبرى انجمن ادبى دانشوران را اداره مىكرد و فرزندان وى همه از شعراى معاصر ، و از شهرت و معروفيت برخوردارند ، مانند سيمين بهبهانى ، غوغا ، و ترانه خلعتبرى ، كه شرح حال و آثارشان در مجلدات همين كتاب طبع شده است . وى علاوه بر شعر در نقاشى و موسيقى نيز مهارت داشت و سرانجام در سال 1345 شمسى چشم از جهان فروبست و به سراى باقى شتافت .
اينك چند نمونه از شعر او :
جمال زن
جمال زن نه همان زلف پرشكن باشد * نه عارض چو مه و غنچهء دهن باشد
نه ژوپ اطلس و نه جامهء كرب ژرژت * نه كفش برقى و نه چين پيرهن باشد
جمال زن به حقيقت كمال و عفّت اوست * چنين زنى همه جا شمع انجمن باشد
اگر به كشور ايران گل شكفته زن است * كسى رواست كه پيچيده در كفن باشد ؟