[ غ ]
غبار ( 1282 - 1227 )
سيد حسين رضوى ، متخلص به غبار ، فرزند سيد رضا ، از دودمان اصيل حاج سيد صادق امام جمعهء همدان و از سادات كبابيان آن ديار است .
غبار در سال 1265 هجرى قمرى در محلهء كبابيان قدم به عرصهء هستى نهاد و در سال 1322 قمرى چشم از جهان فروبست و جسدش را به قم منتقل كردند و در صحن حضرت معصومه ( س ) به خاك سپردند .
غبار علوم ادبيه و عربيه را در زادگاهش فراگرفت و با استعداد سرشار و هوش و ذكاوت فوقالعادهاى كه داشت در تحصيل دانش پيشرفت چشمگيرى از خود نشان داد و از استادان بنام شعر و ادب همدان بشمار رفت .
غبار چندى در طريق عرفان قدم گذاشت و به سير و سلوك در اين رهگذر عمر صرف كرد و شعراى معاصر او عبارت بودند از : مظهر ، پروين ، تسليم ، جاويد و كيوان .
غبار شاعرى شيرينسخن و بر نظم شعر توانا و استاد بود و اشعارش از شور و جذبهء خاصى برخوردار و داراى صنعت سهل و ممتنع مىباشد .
ديوان اشعار غبار با اينكه بيش از هزار بيت نيست ، مكرر در همدان و اصفهان و تهران طبع و نشر گرديده است .
خانهء دل
دلم دارد بدان زلف چليپا * همان الفت كه با زنّار ترسا
گره از كار مجنون كى گشايد ؟ * كسى كاو عقده زد بر زلف ليلى
بسى تند است و سركش آتش عشق * و ليكن خار از او ترسد ، نه خارا