تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي ) — صفحة 2505

مساهمون:

ص٢٥٠٥

تا چند

تا چند براى زندگانى * حاجت برِ اين و آن توان برد تا كى به هواى لقمه‌اى نان * منّت بايد از اين و آن برد عِرض خود و آبروى مردم * تا چند توان به رايگان برد بر سفرهء سگ طبيعتان دست * نتوان به اميد استخوان برد مشنو كه فلان سه چار روزى * خوش بود و چنين زد و چنان برد بنگر كه بجز زيان و حسرت * ديگر چه تمتّع از جهان برد خوش باد روان آنكه منّت * از كس نكشيد و مرد و جان برد

چكامه « 1 »

در ديدهء من نقص و علّتيست * يا منظره‌ها را نقيصتيست هر چيز كه آيد به چشم من * بينم كه به ناخواه صورتيست اشياء همه به رنگ ديگرند * گيتى به دگر گونه حالتيست بر حال طبيعى نمانده وضع * يا فوق طبيعت طبيعتيست هر صورت زيبا كه بنگرم * گويم كه نشان حقيقتيست هر گفتهء شيرين كه بشنوم * گويم كه بيان نصيحتيست هرجا كه شود مجمعى به پاى * گويم كه به خير جماعتيست هر نامه كه مىيابد انتشار * گويم كه در آن حسن‌نيّتيست چون پرده برفتد ز روى كار * بينم كه تمامى فضيحتيست گر نامى از ايران كسى شنيد * كاو را ، نه از اين ملك خبرتيست پنداشت كه اين مرز و بوم نيز * جايى و در آن جاى ملّتيست يا قاعدهء كارها در آن * بر اصل و اساس سياستيست يا بهر نظامات داخلى * قانونى و طرز حكومتيست يا در بدن اهل مملكت * روح ادب و خون غيرتيست يا در طبقات عديده‌اش * تميزى و علمى و صنعتيست
هامش
( 1 ) - به مناسبت آشفتگى اوضاع كشور در اواخر دورهء قاجاريه سرود .
سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي ) — صفحة 2505 | سيد محمد باقر برقعى