تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي ) — صفحة 2508

مساهمون:

ص٢٥٠٨

اميدوار

گويند كه مست باده از فضل خداى * بايد نوميد باشد اندر دو سراى باور نكنم زان كه همين مستى من * كرده‌ست اميدوارم از فضل خداى

معرفت خدا

مقصود ز مى بادهء انگورى نيست * كان را اثرى جز ز خدا دورى نيست مى معرفت خداى باشد كه در آن * شور و شر و دردسر و مخمورى نيست

بىريا

مى بايد خورد و بىريا بايد خورد * با دُردكشانِ باصفا بايد خورد گر مى نخورى به مرگ شايسته‌ترى * يا بايد رفت و مرد يا بايد خورد