يا مدرك رجحان و امتياز * تقوى و صلاح و فضيلتيست
يا مردم دانشپژوه را * بر زمرهء نادان مزيّتيست
يا اصل صواب و صلاح را * در جامعه قدرى و قيمتيست
يا آنكه كسى را در اين محيط * دردى و از آن درد زحمتيست
يا از مدنيّت شبانه روز * در حوزهء اصحاب صحبتيست
يا جانب خير و صلاح خويش * كس را ز همه خلق رغبتيست
يا از پى بهبود مملكت * فكرى و تلاشى و همّتيست
يا از بد و نيك گذشتگان * در مردم آينده عبرتيست
يا طايفهء نيكبخت را * بر زمرهء بدبخت شفقتيست
يا از پى هر كار اجرتى * يا در پى هر رنج راحتيست
سرتاسر اين مملكت پر است * از جهل و خود اين جهل آفتيست
نى هيچ به جايى تناسبيش * نى هيچ به ملكى شباهتيست
هريك ز مقامات ملّىاش * انبار فسادى و شهوتيست
هريك ز ادارات كشوريش * كانون خطايى و رشوتيست
آن را كه خيانت كند به ملك * شأنى و شكوهى و شوكتيست
وان را كه به خدمت قدم زند * رنج و بلايى و محنتيست
هر محفل و هر انجمن كه هست * منزلگه بيمى و وحشتيست
هر قسمتى از روزنامهجات * جولانگه فحش و تهمتيست
هر كلّهء روشن كه بنگرى * انبانهء ظلمى و ظلمتيست
بنگر خطبا را كه هركسيش * در نطق و بيان گوى سبقتيست
گويند ز هر در سخن و ليك * حاصل در همه شومى و لعنتيست
نى بحث ز راهى و معدنى * نى حرف ز بانكى و شركتيست
رندى و دورويى و دهدلى * شايستهترين دأب و عادتيست
تا منفعتى در ميانه هست * مهرى و وفا و محبّتيست
امّا چو شد آن منفعت تمام * جنگى و نزاع و خصومتيست
در جان هم افتاده جملگى * وز فحش و فضاحت قيامتيست
اين فحش دهد و آن به جان خرد * گويى كه در آن فحش لذّتيست
سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي ) — صفحة 2506
مساهمون: سيد محمد باقر برقعى
ص٢٥٠٦