تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي ) — صفحة 2506

مساهمون:

ص٢٥٠٦
يا مدرك رجحان و امتياز * تقوى و صلاح و فضيلتيست يا مردم دانش‌پژوه را * بر زمرهء نادان مزيّتيست يا اصل صواب و صلاح را * در جامعه قدرى و قيمتيست يا آنكه كسى را در اين محيط * دردى و از آن درد زحمتيست يا از مدنيّت شبانه روز * در حوزهء اصحاب صحبتيست يا جانب خير و صلاح خويش * كس را ز همه خلق رغبتيست يا از پى بهبود مملكت * فكرى و تلاشى و همّتيست يا از بد و نيك گذشتگان * در مردم آينده عبرتيست يا طايفهء نيك‌بخت را * بر زمرهء بدبخت شفقتيست يا از پى هر كار اجرتى * يا در پى هر رنج راحتيست سرتاسر اين مملكت پر است * از جهل و خود اين جهل آفتيست نى هيچ به جايى تناسبيش * نى هيچ به ملكى شباهتيست هريك ز مقامات ملّىاش * انبار فسادى و شهوتيست هريك ز ادارات كشوريش * كانون خطايى و رشوتيست آن را كه خيانت كند به ملك * شأنى و شكوهى و شوكتيست وان را كه به خدمت قدم زند * رنج و بلايى و محنتيست هر محفل و هر انجمن كه هست * منزلگه بيمى و وحشتيست هر قسمتى از روزنامه‌جات * جولانگه فحش و تهمتيست هر كلّهء روشن كه بنگرى * انبانهء ظلمى و ظلمتيست بنگر خطبا را كه هركسيش * در نطق و بيان گوى سبقتيست گويند ز هر در سخن و ليك * حاصل در همه شومى و لعنتيست نى بحث ز راهى و معدنى * نى حرف ز بانكى و شركتيست رندى و دورويى و ده‌دلى * شايسته‌ترين دأب و عادتيست تا منفعتى در ميانه هست * مهرى و وفا و محبّتيست امّا چو شد آن منفعت تمام * جنگى و نزاع و خصومتيست در جان هم افتاده جملگى * وز فحش و فضاحت قيامتيست اين فحش دهد و آن به جان خرد * گويى كه در آن فحش لذّتيست