تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي ) — صفحة 2462

مساهمون:

ص٢٤٦٢

عارفى ( 1346 - 1301 )

على عارفى ، فرزند على رضا ، در سال 1341 هجرى قمرى در شهر قم ديده به جهان گشود . پدرش علاقه داشت كه فرزندش درس بخواند و مجتهد ( ملا ) شود ، اما او شوقى به تحصيل دانش از خود نشان نداد ، بخصوص كه تمايلى به ملا شدن نداشت با اين وصف چند سال به تحصيل علوم دينيه اشتغال ورزيد . عارفى عاشق شغل معلمى بود ، ازاين‌روى در سال 1313 مكتب‌دارى را پيشه كرد و با علاقه‌اى زايدالوصف به شغل خود ادامه داد و پس از چند سال دست از مكتب‌دارى كشيد و به استخدام وزارت معارف ( آموزش و پرورش ) درآمد و به شغل معلمى در مدارس انجام‌وظيفه كرد . چون نسبت به تعليم كودكان جديت و علاقه از خود نشان داد پس از چندى او را به مديريت دبستان صنيع الدوله گماشتند ، تا اينكه سوداى تأسيس مدرسهء ملى به سرش افتاد . در آغاز در خانه‌اى استيجارى مدرسه‌اى به نام معرفت داير كرد ، اما چون محل مدرسه مناسب نبود به فكر ساختمان مدرسه افتاد و با فروش خانه و قرض ، مدرسه را بنا كرد . فشارهاى مادى توان او را گرفت و از پاى درآورد و پس از چند سال مدرسه را واگذار كرد و سرانجام خود نيز در سال 1346 چشم از جهان فروبست . على عارفى كه سابقا به على محمد فرجى شهرت داشت ، از سال 1314 با روزنامهء توفيق همكارى كرد و با همين نام ، و نام مستعار تار عنكبوت اشعارش در آن روزنامه به چاپ مىرسيد . بعد نام خانوادگى خود را به عارفى تبديل كرد . عارفى در سال 1318 به‌اتفاق تنى چند از شاعران جوان به فكر تأسيس انجمن ادبى افتاد و سرانجام انجمن ادبى قم به رياست استاد محمود تندرى متخلص به شيوا ( صمصام ) تشكيل گرديد و عارفى از مستعدترين شاعرانى بود كه در جلسات انجمن حضور مىيافت و