صد عروس خاطره در سوگ تو * حجله ويران كرده از ديدار زخم
خنده قامت بشكند در موج اشك * مردم ديده همه بيمار زخم
تو كجا استادهاى در غسل خون ؟ * ما و من هر پشت اين ديوار زخم
كو سوارى تا مگر گردى كند * فاتحان را ديدهام بر دار زخم
با « طلوع » ياد تو در هر غروب * مىروم با زخم تن ديدار زخم
اى رديف شعر من زخمىترين * پود دردى خوش زدى بر تار زخم
جاى پا
تبار زخمى ما را نديدى ؟ * تو قتل عام گُلها را نديدى ؟
به روى برگهاى خشك بر خاك * نشانى از رد پا را نديدى ؟
* *
تمام شاخههايم را خماندى * تو گلها را به مسلخگه كشاندى
گلوى غنچه را وقتى فشردى * بگو متن سكوتش را نخواندى ؟
* *
چه دلگير و چه تنهايم چو پاييز * پر از سرخ و پر از زردى غمانگيز
پر از هيچ و پر از پوچ و تهيدست * ز ماتمها چه سرشار و چه لبريز
* *
به وقتى كه نرفتند و نشستند * نشانهاى پريدن را شكستند
كبوترهاى عاشق را نديدى ؟ * چه زخمى و چه تنها و گسستند
مگر دريا . . .
دو چشم خستهات خاكسترى بود * نگاهت معنى شبگسترى بود
تمام ابرها را گريه كردى * مگر دريا درونت بسترى بود
با ابر
بيا و سايبانى بر سرم باش * خنك لحظه نسيمى در برم باش
شقايقها درون دشت مردند * امان لالههاى پرپرم باش