ماه من
نمىدانم به دست كيست ديگر زلف يار امشب * كه مىبينم ز هر شب بيش ، دل را بىقرار امشب
به شب دادى نويد وصلم امروز و يقين باشد * كه گر جان بردم از هجران ، بميرم ز انتظار امشب
از اين كز كوه سر بيرون نيارد ماه ، پندارم * كه ماه من فروزد ، طلعت خورشيدوار امشب
نكو كردى كز اين پس باشدش آرام در هجران * ز رفتارى كه ديد از تو دل اميدوار امشب
« طراز » از مى به عمرى منع رندان كرده مىترسم * كه از يك جرعهاش ساقى نمايد مىگسار امشب