تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي ) — صفحة 2384

مساهمون:

ص٢٣٨٤

طارمى

يد اللّه طارمى ، در شيراز ديده به جهان گشود و در اين شهر نشو و نما يافت و تحصيلات ابتدايى و متوسطه را در زادگاهش به پايان رسانيد . ازآن‌پس در سال 1333 به استخدام وزارت كشاورزى درآمد و در شهر خود به خدمت پرداخت و سرانجام در سال 1359 بازنشسته گرديد . طارمى از دوران نوجوانى علاقه و دلبستگى زيادى به شعر داشت و در شبهاى زمستان ، همان گونه كه در خانواده‌هاى شيرازى مرسوم است با ديوان حافظ فال مىگيرند ، او نيز در خانوادهء خود اين وظيفه را به‌عهده داشت كه با ديوان حافظ براى اهل خانه تفأل زند و شعر حافظ را بخواند . كم‌كم ذوق و قريحهء شاعرى در او بيدار شد و به سرودن پرداخت و به انجمنهاى ادبى شهر خود راه يافت و شعرش را عرضه داشت و تا سال 1337 كار شاعرى را پى گرفت . خود مىگويد : « به خاطر محدوديتهايى كه برايم پيش آمد و دردسرهايى كه مىرفت زندگى تازه تشكيل شده‌ام را به مخاطره اندازد ، از شعر و شاعرى كناره گرفتم ؛ تا آنكه پس از بازنشستگى و فراغت از كار مجددا به محفل دوستان كشيده شده و به سرودن شعر پرداختم » . طارمى دربارهء شعر خود مىگويد : « در شعر گرايشى به شاعر خاصى نداشته و ندارم . از خواندن شعر خوب به شعف مىآيم ، تفاوت نمىكند شعر از سعدى و حافظ باشد ، يا از نيما و سهراب سپهرى و فروغ و سيمين بهبهانى » . اينك چند نمونه از شعر او :
سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي ) — صفحة 2384 | سيد محمد باقر برقعى