تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي ) — صفحة 2379

مساهمون:

ص٢٣٧٩

ستايش جهان

نكوهش جهان را سزاوار نيست * جهاز جز يكى طرفه گلزار نيست ثنا و نكوهش بر هوشيار * سزاوار بر غير مختار نيست نه نيكى از او آيد و نى بدى * كسى را دل‌آزار و غمخوار نيست جهانم به حكم خرد معبريست * كه هيچم از آن رنج و تيمار نيست خوش و ناخوش از كار و گفتار ماست * جهان را سر كار و گفتار نيست چو تخمى بكارم همان بدروم * بدين گفته‌ام جاى انكار نيست كناره كن از زشتى و كار زشت * كه بينى جهان زشت‌كردار نيست ز بدبختى و نيكبختى مگوى * كه جز كار تو مر تو را يار نيست همه خير و شر از من و بر من است * ز كيهان و از چرخ دوّار نيست چو بدبختى آيد ز كردار من * علاجش بجز فضل دادار نيست برو التجا كن به درگاه او * كه جز كردگارت نگهدار نيست