تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي ) — صفحة 2376

مساهمون:

ص٢٣٧٦

[ ض ]

ضيايى ( 1311 - 1275 )

ميرزا جهانگير خان حسينى ( ناظم الملك ) ، متخلص به ضيايى ، فرزند محب على خان ، در سال 1275 هجرى شمسى در تهران ديده به جهان گشود . وى پس از طى تحصيلات و فراگيرى فنون شعر و ادب از اساتيد عصر وارد خدمات دولتى گرديد و بيشتر در وزارت خارجه به خدمت اشتغال ورزيد و با زبان فرانسه آشنايى كامل داشت . ضيايى در اواخر عمر به قم مهاجرت كرد و رحل اقامت افكند و تا پايان عمر در اين شعر بزيست و در سال 1311 شمسى بدرود حيات گفت و در همين شهر مدفون گرديد . از آثار ضيايى كه در زمان حياتش طبع و نشر شد منظومه‌هاى : سياست‌نامه ، حقيقت‌نامه ، و وصيت‌نامه را بايد نام برد و ديوان اشعارش پس از مرگ او به همت همسرش به چاپ رسيد . از نظم اوست :

پروردهء قدوس

تا مست شراب عشق زان ساغر لبريزم * گه مرغ شباهنگم گه شاهد شب‌خيزم پرغلغله شد گردون از آه شباهنگم * پرولوله شد هامون از بانگ شباويزم فرهاد نيم كز يار مشغول شوم با كوه * من سلسله‌جنبان صد خسرو و پرويزم نى خسرو پرويزم كاندر طلب شيرين * تازم ز پى گلگون با توسن شبديزم چنگيز چه يازد دست در عرصهء مىدانم * در سلسله صد چنگيز افكنده به دهليزم من عشق بتى دارم كز چنبرهء زلفش * بر چنبر اين گردون صد چنبره آويزم در دورهء اين دوران چون برق سبك سيرم * در پهنهء اين پهنا چون ابر گهر ريزم