تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي ) — صفحة 2371

مساهمون:

ص٢٣٧١
شد . صهبا شاعرى شوخ‌طبع و بذله‌گو و شيرين‌زبان است و اشعارش نمودارى از قدرت او بر نظم سخن و شعر است و در ضمن عقيده دارد كه شاعر براى بيان مقصود خود هر سبك و رويه‌اى را انتخاب مىكند ، بايد هميشه دامن ذوق سليم و انديشه لطيف را از دست ندهد و از خشكى كلام و برودت سخن اجتناب ورزد و معتقد است كه شاعر بايد شاعر زمان خود باشد نه شاعر گذشته و آينده ؛ اگر سرايندهء طوطىوار آنچه را كه استادان سخن گفته‌اند كم‌وبيش تكرار كند و از سير زمان خود غافل باشد ، راه صوابى نپيموده است . صهبا در سال 1340 نخستين مجموعه از اشعار خود را به نام " دفتر صهبا " انتشار داد و مجموعهء ديگر او به نام " ساغر صهبا " طبع و نشر گرديد .

آخرين منزل

چند روزى كه به كام دل ما دنيا بود * صرف انديشهء ديروز و غم فردا بود در جهان نوبت ما گر بد و گر خوب گذشت * چه تفاوت كند ار زشت و اگر زيبا بود همه جا رفتم و اطراف جهان گرديدم * عاقبت منزل آسايش ما اينجا بود دوستان ياد كنندم كه به دوران حيات * شاعرى شوخ و سخن‌پرور و بزم‌آرا بود در دل خاك دل مردهء من زنده شود * گويد ار لاله‌رخى حيف كه او تنها بود « ياد باد آنكه در آن بزمگه ذوق و ادب * آنكه او خندهء مستانه زدى [ صهبا ] بود »

گمنامى

خوشا در زندگى گمنام بودن * دو روز عمر را آرام بودن اسير منصب و مسند نگشتن * مصون از تهمت و دشنام بودن ز معروفيّت و شهرت چه حاصل * چو بايد عاقبت ناكام بودن گهى بر توسن عزّت نشستن * گهى رسواى خاص و عام بودن بود در باغ گيتى دانه بسيار * نبايد بىخبر از دام بودن جهان بر يك‌دم آزادى نيرزد * چرا بازيچهء اوهام بودن غرور و نخوت آرد جاه و منصب * سحر بايد به فكر شام بودن همه در بند نام و ننگ باشند * ولى از نام ، به گمنام بودن