تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي ) — صفحة 2349

مساهمون:

ص٢٣٤٩
انبيا را در نبوّت رهبرم * اوليا را در ولايت سرورم مصطفى را ابن عمّ و ياورم * حيدرم من حيدرم من حيدرم نك خبر از سرّ كردارت كنم * جلوه‌گر هر عصر در يك كسوتم اين زمان اندر لباس رحمتم * هين على رحمت ذو القدرتم گر شوى از جان گداى همّتم * اى « صفى » من نور انوارت كنم در خصالم رحمة للعالمين * در جمالم راحم رحم‌آفرين در جلالم پادشاه يوم دين * درگه ايّاك نعبد ، نستعين بين مرا ، كز مرگ بيزارت كنم * من صراط مستقيم هستم هله هرچه جز من راههاى باطله * يك نگاهم به تو را از صد چله دل به من در اهدنا كن يكدله * تا به راه راست پادارت كنم تا نه بيرونت برد ديو رجيم * اى برادر زين صراط مستقيم زن به نام من همى بىترس و بيم * دم زبسم اللّه الرّحمن الرّحيم تا كه حفظ از شرّ اشرارت كنم * من طلسم غيب و كنز لاستم چون به كنز لا رسى الّاستم * يعنى از الّا و لا بالاستم نقطه‌ام با را ، به با گوياستم * بين يكى تا واقف از كارت كنم مظهر كلّ عجايب كيست من * مظهر سرّ غرايب كيست من صاحب عون نوائب كيست من * در حقيقت ذات واجب كيست من گژ مغژ تا راست رفتارت كنم * گر ز سرّ خود زنم دم اندكى خاطر لغزنده افتد در شكى * اين‌قدر دان گر تو صاحب مدركى نيست پيدا از هزاران جز يكى * گر كنى شك بند پندارت كنم شب گذشت اى بلبل آشفته‌حال * روى گل بين درگذر از قيل و قال باش حيران يك‌زمانم بر جمال * شو چو طوطى در پس آيينه لال تا به مدح خود شكرخوارت كنم
سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي ) — صفحة 2349 | سيد محمد باقر برقعى