انبيا را در نبوّت رهبرم * اوليا را در ولايت سرورم
مصطفى را ابن عمّ و ياورم * حيدرم من حيدرم من حيدرم
نك خبر از سرّ كردارت كنم * جلوهگر هر عصر در يك كسوتم
اين زمان اندر لباس رحمتم * هين على رحمت ذو القدرتم
گر شوى از جان گداى همّتم * اى « صفى » من نور انوارت كنم
در خصالم رحمة للعالمين * در جمالم راحم رحمآفرين
در جلالم پادشاه يوم دين * درگه ايّاك نعبد ، نستعين
بين مرا ، كز مرگ بيزارت كنم * من صراط مستقيم هستم هله
هرچه جز من راههاى باطله * يك نگاهم به تو را از صد چله
دل به من در اهدنا كن يكدله * تا به راه راست پادارت كنم
تا نه بيرونت برد ديو رجيم * اى برادر زين صراط مستقيم
زن به نام من همى بىترس و بيم * دم زبسم اللّه الرّحمن الرّحيم
تا كه حفظ از شرّ اشرارت كنم * من طلسم غيب و كنز لاستم
چون به كنز لا رسى الّاستم * يعنى از الّا و لا بالاستم
نقطهام با را ، به با گوياستم * بين يكى تا واقف از كارت كنم
مظهر كلّ عجايب كيست من * مظهر سرّ غرايب كيست من
صاحب عون نوائب كيست من * در حقيقت ذات واجب كيست من
گژ مغژ تا راست رفتارت كنم * گر ز سرّ خود زنم دم اندكى
خاطر لغزنده افتد در شكى * اينقدر دان گر تو صاحب مدركى
نيست پيدا از هزاران جز يكى * گر كنى شك بند پندارت كنم
شب گذشت اى بلبل آشفتهحال * روى گل بين درگذر از قيل و قال
باش حيران يكزمانم بر جمال * شو چو طوطى در پس آيينه لال
تا به مدح خود شكرخوارت كنم
سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي ) — صفحة 2349
مساهمون: سيد محمد باقر برقعى
ص٢٣٤٩