تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي ) — صفحة 2348

مساهمون:

ص٢٣٤٨
بار كن زين منزل اى جان پدر * كاين بيابان جمله خوف است و خطر مانى ار تنها شود خونت هدر * دست غم زين بعد خواهى زد به سر كار من اين بود كاخبارت كنم * گوش دل دارى جوان بر پند پير شو در اين بحر بلا همبند پير * كرده كى كس را زيان پيوند پير گر شوى از جان تو حاجتمند پير * بىنياز از خلق يك‌بارت كنم جان بابا از حوادث وز خطر * جز به‌سوى من تو را نبود مقر هين مرو از كشتى عونم به در * تا چو ابراهيم و يونس اى پسر آب و آتش را نگهدارت كنم * با وجود آنكه در جرم و گناه عمر خود در كار خود كردى تباه * گر به كوى رحمتم آرى پناه سازمت خوش مورد عفو إله * پس به جرم خلق غفّارت كنم گرچه در بزم حضورى اى فقير * گرچه مرآت ظهورى اى فقير گرچه غرق بحر نورى اى فقير * باز از من دان كه دورى اى فقير ور نه دور از فيض ديدارت كنم * قصّه كوته بنده شو در كوى من تا به دل بينى چو موسى روى من * زنده گردى چون مسيح از بوى من عاشقانه چو كنى رو سوى من * در مقام قرب احضارت كنم در غنيمت دان كه عالم يك‌دم است * آنكه با دم همدم است او آدم است دم ز من جو كآدم احيا زين دم است * فيض اين دم عالم اندر عالم است دم‌به‌دم ، دم تا به دم يارت كنم * صاحب دم اندر اين دوران منم بلكه در هر دوره شاه جان منم * باب علم و نقطهء عرفان منم آنچه كاندر وهم نايد آن منم * من به معنى بحر زخّارت كنم گرچه از معنى و صورت بالوصول * مطلقم در نزد ارباب عقول ليك بر ارشاد خلق اندر نزول * هر زمان ذاتم كند صورت قبول تا به صورت معنى آثارت كنم
سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي ) — صفحة 2348 | سيد محمد باقر برقعى