اسلام ، 16 - كيت و كيت ، 17 - من هنا و هنا ، 18 - خريطة الغصوص ( اين كتاب را به كتابخانه مجلس تقديم كرده است ) ، 19 - شرح حال شيخ محمد خيابانى ، 20 - بيست مقاله با آه و ناله ، 21 - ملحقات اثر هزار و يك سخنور .
آيين درستى
مرد حقگو هدف تير جفاست * خامُشى اسپر صد گونه بلاست
سخنى را كه نه كس باز شنيد * لب به گفتن نكنى باز بجاست
آرى آنكس كه نباشد تشنه * نخورد آب اگر آب بقاست
خير از آن جامعه امّيد مدار * كه نه بر علم و خرد قدر و بهاست
خاك بر فرق چنين شهر گرى * كاندر آن مهر و وفا زشت و خطاست
از لغات آنچه ز قاموس جديد * شده محذوف يكى لفظ وفاست
آنچه امروز ، نيرزد به جوى * گر به بازار بياريش حياست
بيهُده از پى اكسير ، مرو * گر مراد تو از آن صدق و صفاست
هركه دارد شرف از نفس و ادب * عاطل و باطل ، بىچون و چراست
رادمردى كه ره راست رود * طعنهها مىشنود از چپ و راست
همه جا خانهء ظلم و ستم است * اى خدا خانقه عدل كجاست
دى همىگفت يكى سوخته دل * مقصد از هستى ما رنج و عناست
« صفوت » آيين درستى عجب است * ارزش زندگىام يكسره كاست
برگ و بر نادانى
نه به روز است فراغت به من از غصّه نه شب * با شب و روز چنين آمده جانم بر لب
كاروانى كه ز صحراى عدم تا به وجود * همعنان بوده ، از آن تودهء همراه چه سود
نه طبيبى كه نهد بر دلريشم مرهم * نه حبيبى كه در اين غمكده گردد همدم
هردم از سينه رود آه ز ماهى تا ماه * واى خون شد دلم از عصر تمدّن صد آه
با دروغ و دغل و شيمه و دزدى و ددى * با سيهكارى و بىمهرى و صدگونه بدى
با دلآزارى و بدخواهى و با كين و حسد * بار اين قافله مشكل كه به منزل برسد
از بد حادثه وز فتنهء اين عصر دريغ * به پناهى نگراييد كسى جز سوى تيغ