تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي ) — صفحة 2329

مساهمون:

ص٢٣٢٩

صفّارى ( 1361 - 1288 )

فتح اللّه صفارى ، فرزند ميرزا موسى خان ، معروف به منشى ، در سال 1288 هجرى شمسى در خانواده‌اى معروف و اصيل در رشت قدم به عرصهء هستى نهاد . در كودكى پدر خود را از دست داد و تحت سرپرستى مادرش قرار گرفت ، اما زندگى آنها با سختى و دشوارى مىگذشت . صفارى ، پس از فراگرفتن علوم مقدماتى ، چندى نيز به تحصيل علوم قديمه پرداخت و از افاضل زمان خود كسب فيض كرد . ازآن‌پس در آموزشگاه اختصاصى وزارت پست و تلگراف ثبت‌نام نمود و پس از گذراندن دورهء تخصصى و اخذ گواهينامه به استخدام آن وزارتخانه درآمد و آخرين پست او در سارى ، معاونت ادارهء پست و تلگراف بود و سرانجام پس از سى و دو سال خدمت بازنشسته گرديد . صفارى اوقات خود را پس از دوران بازنشستگى بيشتر به مطالعه كتاب و سرودن شعر مىگذراند و سالها در انجمن ادبى شهر سارى با سمت منشى و پس از آن رياست انجمن خدمت كرد . آثارش در دوره‌هاى مجلهء ارمغان و بعضى از مطبوعات به چاپ مىرسيد . ديوانش متجاوز از پنج هزار بيت است كه گويا هنوز به چاپ نرسيده . و نيز كتابى به نام " شكوفه‌هايى از ادبيات مازندران " تأليف كرد و شامل سروده‌هاى شعراى مازندران به زبان فارسى و محلى بود كه توفيق چاپ آن را نيافت . او در سال 1361 در سارى بدرود زندگى گفت .

درد آشنا

گر به غربت همدم دردآشنا مىداشتم * كى دگر خار جگرسوزى به پا مىداشتم
سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي ) — صفحة 2329 | سيد محمد باقر برقعى