تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي ) — صفحة 2307

مساهمون:

ص٢٣٠٧

بخشى از تضمين ترجيع‌بند هاتف

بند اول

تا شدم محو جلوهء جانان * زده‌ام پشت‌پا به هر دوجهان فارغ از كفر گشتم و ايمان * « اى فداى تو هم دل و هم جان » « وى نثار رهت هم اين و هم آن » * تا هواى تو آمدم در سر شب همه‌شب ز فيض ديدهء تردامنم * شد ز اشك پرگوهر « دل فداى تو ، چون تويى دلبر » * « جان نثار تو ، چون تويى جانان » اى رخت نقشبند پردهء دل * وى همه غير نقش تو ، باطل از تو شد شور عاشقان كامل * « دل رهاندن ز دست تو مشكل » « جان فشاندن به پاى تو ، آسان » * دور از آفتاب روى حبيب عاشقان را كجاست صبر و شكيب * واى از سوز هجر و جور رقيب « راه وصل تو ، راه پرآسيب » * « درد عشق تو ، درد بىدرمان » عاشقان ، حلقه‌حلقه صف در صف * همه را سينه‌چاك ، همچو صدف جز تو ما را ، نبود و نيست هدف * « بندگانيم جان و دل بر كف » « چشم بر حكم و گوش بر فرمان » * اى ز حسن تو مهر و ماه ، خجل دل ز هجر تو ، طاير بسمل * دولت وصل تا شود حاصل « گر دل صلح دارى اينك دل » * « ور سر جنگ دارى ، اينك جان » شد چو مهرت به گردن دل طوق * داد جان را به‌سوى جانان سوق يافتم ره به‌سوى عالم ذوق * « دوش از سوز عشق و جذبهء شوق » « هر طرف مىشتافتم حيران » * از سر چين زلف دلدارم عقده‌ها اوفتاده در كارم * از همه غير دوست بيزارم « آخر كار شوق ديدارم » * « سوى دير مغان كشيد عنان »
سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي ) — صفحة 2307 | سيد محمد باقر برقعى