بخشى از تضمين ترجيعبند هاتف
بند اول
تا شدم محو جلوهء جانان * زدهام پشتپا به هر دوجهان
فارغ از كفر گشتم و ايمان * « اى فداى تو هم دل و هم جان »
« وى نثار رهت هم اين و هم آن » * تا هواى تو آمدم در سر
شب همهشب ز فيض ديدهء تردامنم * شد ز اشك پرگوهر
« دل فداى تو ، چون تويى دلبر » * « جان نثار تو ، چون تويى جانان »
اى رخت نقشبند پردهء دل * وى همه غير نقش تو ، باطل
از تو شد شور عاشقان كامل * « دل رهاندن ز دست تو مشكل »
« جان فشاندن به پاى تو ، آسان » * دور از آفتاب روى حبيب
عاشقان را كجاست صبر و شكيب * واى از سوز هجر و جور رقيب
« راه وصل تو ، راه پرآسيب » * « درد عشق تو ، درد بىدرمان »
عاشقان ، حلقهحلقه صف در صف * همه را سينهچاك ، همچو صدف
جز تو ما را ، نبود و نيست هدف * « بندگانيم جان و دل بر كف »
« چشم بر حكم و گوش بر فرمان » * اى ز حسن تو مهر و ماه ، خجل
دل ز هجر تو ، طاير بسمل * دولت وصل تا شود حاصل
« گر دل صلح دارى اينك دل » * « ور سر جنگ دارى ، اينك جان »
شد چو مهرت به گردن دل طوق * داد جان را بهسوى جانان سوق
يافتم ره بهسوى عالم ذوق * « دوش از سوز عشق و جذبهء شوق »
« هر طرف مىشتافتم حيران » * از سر چين زلف دلدارم
عقدهها اوفتاده در كارم * از همه غير دوست بيزارم
« آخر كار شوق ديدارم » * « سوى دير مغان كشيد عنان »