تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي ) — صفحة 2300

مساهمون:

ص٢٣٠٠

بعد از تو

مرغ دلم پس از تو به شاخى مكان نجست * بس آشيان كه يافت ولى آشيان نجست ماه رخت چو از افق دل طلوع كرد * ديگر ستاره‌اى ره اين آسمان نجست آرام جان نخواهم و شاد آنكه از نخست * در راه عشق روى تو آرام جان نجست نازم بهار خرّم رويت كه هيچ‌گاه * آسيب خشكسال و بلاى خزان نجست دست زمان زدود ، ز دل جلوهء نشاط * خرّم كسى كه ره ز عدم زى جهان نجست

آفت حسن

هراسان بر سر برزن همىرفت * دلارام من آن سرو قباپوش دو آهوى بلاخيزش پر از نم * دو لعل عافيت سوزش پر از نوش ز تاب خشم ، دو خدّ دل‌انگيز * چو دو اخگر فروزان تا بناگوش به دو گفتم كه اى از تو پر از سيم * مرا هر تيره‌شب بالين و آغوش چه گريى ؟ نالهء تلخ تو از چيست * گريزان از كه‌اى زين‌گونه مدهوش لب شيرين گشود و گفت با درد * پىافتاده ز رفتار و تن از توش گريزانم من از زيبايى خويش * بلاى جان من اين است ، بنيوش !