بعد از تو
مرغ دلم پس از تو به شاخى مكان نجست * بس آشيان كه يافت ولى آشيان نجست
ماه رخت چو از افق دل طلوع كرد * ديگر ستارهاى ره اين آسمان نجست
آرام جان نخواهم و شاد آنكه از نخست * در راه عشق روى تو آرام جان نجست
نازم بهار خرّم رويت كه هيچگاه * آسيب خشكسال و بلاى خزان نجست
دست زمان زدود ، ز دل جلوهء نشاط * خرّم كسى كه ره ز عدم زى جهان نجست
آفت حسن
هراسان بر سر برزن همىرفت * دلارام من آن سرو قباپوش
دو آهوى بلاخيزش پر از نم * دو لعل عافيت سوزش پر از نوش
ز تاب خشم ، دو خدّ دلانگيز * چو دو اخگر فروزان تا بناگوش
به دو گفتم كه اى از تو پر از سيم * مرا هر تيرهشب بالين و آغوش
چه گريى ؟ نالهء تلخ تو از چيست * گريزان از كهاى زينگونه مدهوش
لب شيرين گشود و گفت با درد * پىافتاده ز رفتار و تن از توش
گريزانم من از زيبايى خويش * بلاى جان من اين است ، بنيوش !