رضوان ( 1353 - . . . )
سيد عبد الوهاب ابى ابراهيمى ، متخلص به رضوان ، فرزند سيد محمد و نوادهء سيد قندى ، از سادات جليل القدر همدان بود .
ابى ابراهيمى ، تحصيلات خود را ابتدا در مكتب صادق عبقرى با تعليم قرآن و خواندن و نوشتن شروع كرد ، ازآنپس به دبستان نصرت رفت و دورهء ابتدايى را به پايان رسانيد ، سپس به تحصيل علوم دينيه پرداخت و در سلك طلاب درآمد و در ايام محرم و صفر جهت تبليغ به همدان و كرمانشاه مىرفت و به موعظهء دينى مىپرداخت .
ابى ابراهيمى ، در شهر همدان دبستانى به نام " رضوان " با اجازهء وزارت فرهنگ تأسيس كرد و خود مديريت آن را بهعهده گرفت و به تعليم و تربيت نوباوگان پرداخت و در اثر خدمات صادقانهاى كه در اين رهگذر انجام داد ، مورد تشويق قرار گرفت .
رضوان در سال 1334 منتخبى از اشعار خود را به چاپ رسانيد . او علاوه بر سرودن شعر داراى صوتى خوش و آوازى دلكش بود و سرانجام در سال 1353 چشم از جهان فروبست . از نظم اوست :
دشمنان دوستنما
كسان كه گرد تو گردند و مدحتت خوانند * گداى لقمهء نانند و بندهء خوانند
بسا كسان كه چو ميشاند رام در دستت * چو نيك درنگرى ، گرگ گلّه آنانند
چو رفت روز سلامت ، نمىدهند سلام * به روز محنت و سختى ز تو گريزانند
قفايى ار بزند از جفا تو را ايّام * چو روزگار ، ز تو روى خود بگردانند
فغان و آه ! از اين دشمنان دوستنما * رفيق قافله ، امّا شريك دزدانند !