اميدوارم زمانى بهچاپ آن توفيق يابم . »
رضايى داراى ده فرزند است ، هفت پسر و سه دختر كه همگى از استعداد بالايى برخوردارند و مدارج دانشگاهى را در رشتههاى كارشناسى مهندسى شيمى ، كارشناسى ارشد ژئوفيزيك ، زمينشناسى ، شيمى و پرستارى طى نموده و يا در مرحلهء پايانى هستند و تنى چند از آنان در دورافتادهترين نقاط محروم كشور ( هرمزگان ، سيستان و بلوچستان ، و مسجد سليمان ) در خدمت مردم و مملكت تلاش مىكنند .
يادها و يادبودها !
ياد باد آن سالها ، آن پارها ، پيرارها * خلوت دلدارهاى خالى از اغيارها
ياد باد آن عشوهها ، آن نازها ، لبخندها * آشتىها ، قهرها ، افسانهها ، پندارها
آن رميدنهاى دين بربادده ، صد بار ، ياد * وان طپيدنهاى دل ، در حسرت ديدارها
آن ترنّمهاى سكرآميز ، با آهنگ عشق * بوسههاى آتشين بر گونهء تبدارها
عطر گيسوى بتان ماهرو را ، صد درود * نازكردنها ، رميدنها ، پسِ ديوارها
ياد باد آن روزهاى سرخوشى و شور و حال * فارغ از رنج ريال و درهم و دينارها
سينه از زنگار غم ، پاكيزهتر از آينه * چشمها بگرفته از انوارها ، معيارها
جز جوانمردى و انصاف و صفا حاكم نبود * در ميان مردمان كوچه و بازارها
آدميّت بود در فرهنگ ما بس زورمند * مهربانى و مودّت بود ، در كردارها
گر حسادت بود تا اين حد زيانآور نبود * ور سعايت بود ، كى بود اين همه اضرارها ؟
كينهتوزى بود ، امّا اين همه مهلك نبود * ژاژخايى بود امّا ، نى چنين ، غمبارها
در پى نابودى مردم چنين اندر تلاش * كى بُدندى اين همه گرگان آدمخوارها
رنگ و نيرنگ و ريا ، دون همّتى ، نامردمى * بود ، امّا ، كى بدين ابرامها ، اصرارها ؟
بود فرهنگ اخوّت با مروّت همقدم * هر دو با جهل و مفاسد سخت در پيكارها
گر فريبى بود ، اينسان رايج و شايع نبود * روزگار خلق كى بود اينچنين دشوارها
بود دزدى ليك در محدودهاى كمعرض و طول * بود پستى ، ليك بىمقدار در بازارها
بس دغلبازان خائن در مسير اجتماع * سدّ همىبستند از احجار و از الوارها
لافزن بودند ، امّا مشترى كم داشتند * حيلهگر بودند ، امّا سخت در انكارها
قصّه كوته مىكنم ، فصل جوانى بود خوش * ياد باد آن سالها ، آن پارها ، پيرارها