از پى يك كار مانع صد هزار * مىنمايد اختراع و تعبيه
ما شديم از صرفهجوييهاى او * شرح ما اغنى و عنّى ماليه
زو سرايد ساز بىبرگى ما * نغمه عنّى هلك سلطانيه
تا به ما ماليه شد روزىرسان * تنگ شد روزى و روز ما سيه
مىكنيم از بهر قوت لا يموت * يكسر از خونابهء دل تغذيه
از رخم پيداست احوال دلم * انّ من وجهى ضميرى حاكيه
مىرسد هردم ز من بر آسمان * نعرهء يا ليت كانت قاضيه
شكوههاى ما نمىبخشد اثر * در مقامات و صدور عاليه
بس تلقّى شد شكايتها به شعر * كارم افتاده به شعر و قافيه
هركه را درديست مىجويد دوا * ما به درديم از خواص ادويه
هر گيايى را دوايى يافتيم * خود ممدّ درد شد بالخاصيه
مىبريم اين داروى نزد كسى * كوست داراى صفات مرضيه
اى رئيس كلّ تشكيلات ملك * وى كشد گردون به پيشت غاشيه
در ادارات ولايات ار كنى * غور در يك قطعه از يك ناحيه
از رئيس پرسنل خواهى اگر * آرد از نظميهء قم دوسيه
در ميان نامههاى عجز ما * گم شود راپرتهاى يوميه
آرى از اوضاع ما افزونتر است * آبروى نقشهاى الفيه
كار افراد از حقوق و از لباس * بگذرد دائم به قرض و عاريه
مىرود هر سال و در اصلاح كار * وعده مىآيد به سال آتيه
چونكه دانم از وظيفه خارج است * نه وسائط جويم و نه توصيه
از تو مىخواهم علاج كار را * اى قرينت عزّ و جاه و عافيه
سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي ) — صفحة 2157
مساهمون: سيد محمد باقر برقعى
ص٢١٥٧