تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي ) — صفحة 2157

مساهمون:

ص٢١٥٧
از پى يك كار مانع صد هزار * مىنمايد اختراع و تعبيه ما شديم از صرفه‌جوييهاى او * شرح ما اغنى و عنّى ماليه زو سرايد ساز بىبرگى ما * نغمه عنّى هلك سلطانيه تا به ما ماليه شد روزىرسان * تنگ شد روزى و روز ما سيه مىكنيم از بهر قوت لا يموت * يكسر از خونابهء دل تغذيه از رخم پيداست احوال دلم * انّ من وجهى ضميرى حاكيه مىرسد هردم ز من بر آسمان * نعرهء يا ليت كانت قاضيه شكوه‌هاى ما نمىبخشد اثر * در مقامات و صدور عاليه بس تلقّى شد شكايتها به شعر * كارم افتاده به شعر و قافيه هركه را درديست مىجويد دوا * ما به درديم از خواص ادويه هر گيايى را دوايى يافتيم * خود ممدّ درد شد بالخاصيه مىبريم اين داروى نزد كسى * كوست داراى صفات مرضيه اى رئيس كلّ تشكيلات ملك * وى كشد گردون به پيشت غاشيه در ادارات ولايات ار كنى * غور در يك قطعه از يك ناحيه از رئيس پرسنل خواهى اگر * آرد از نظميهء قم دوسيه در ميان نامه‌هاى عجز ما * گم شود راپرتهاى يوميه آرى از اوضاع ما افزونتر است * آبروى نقشهاى الفيه كار افراد از حقوق و از لباس * بگذرد دائم به قرض و عاريه مىرود هر سال و در اصلاح كار * وعده مىآيد به سال آتيه چونكه دانم از وظيفه خارج است * نه وسائط جويم و نه توصيه از تو مىخواهم علاج كار را * اى قرينت عزّ و جاه و عافيه