شهرهاى آذربايجان بنياد نهاد و در خلال اين مأموريتها با فضلا و ادباى دانشگاهى و شعرا از آن جمله با استاد محمد حسين شهريار آشنا گرديد و در انجمنهاى ادبى و هنرى دانشگاه تبريز شركت جست .
شيدا ، در سال 1341 بار ديگر به علت فعاليتهاى سياسى از خدمت بانك معلق گرديد و پس از دو ماه با ميانجيگرى عدهاى از دوستان استعفايش را پذيرا شدند و از قيد تعليق رها گشت .
در سال 1343 بانك بيمه كه مولود سرمايهگذارى شركتهاى بيمه ايران بود ، از وى دعوت كرد كه شعبهء بانك را در اصفهان تأسيس كند ؛ با اشتياق اين دعوت را پذيرفت و راهى اصفهان شد و شعبه بانك را داير و خود رئيس آن گرديد و بعد شعبى در آن استان داير كرد كه سرپرستى آنها را خود عهدهدار گرديد و خود دانشگاه موافقت بانك را كسب كرد كه به عنوان مأمور فرهنگى رياست روابط عمومى و خدمات ادارى و دفترى آن را عهدهدار شود و مدت سيزده سال هم در اصفهان با زن و فرزندانش زندگى كرد . او مىگويد : « يكى از افتخارات من در اصفهان بنيانگذارى انجمن ادبى مكتب صائب بود كه در سال 1344 براثر مجاهدت و پيگيرى خستگىناپذيرم كه منبعث از عشق و علاقهء شديد من به مولانا حكيم صائب بود ، با تشريك مساعى و قبول عضويت عدهاى از معاريف شعرا و فضلاى اصفهان شكل گرفت و در سال 1345 همزمان با افتتاح آرامگاه كوچك و نامتناسب مولانا صائب رسما اعلام موجوديت كرد و نتايج مطلوبى به دست آمد و اشعار اين حكيم بهصورت دو واحد آموزشى در دانشگاههاى ايران به عنوان صائبشناسى از آثار موجوديت اين انجمن بود . »
شيدا ، در سال 1355 از اصفهان به تهران منتقل شد و چون قريب دو سال از مدت مأموريت فرهنگى او باقى بود ، لذا يك سال در وزارت علوم و آموزش عالى و يك سال ديگر را هم در دانشگاه تهران خدمت كرد و در شهريور 1357 با انقضاى مدت مأموريت به پايگاه اوليهء خود بانك بيمهء ايران بازگشت و مدت كوتاهى بهعنوان رئيس دفتر هيئتمديره مشغول كار گرديد و در آغاز سال 1359 بازنشسته شد .
شيدا ، مدت پنج سال پس از بازنشستگى در تهران توقف كرد و با انجمنهاى ادبى و چند نشريه همكارى نمود و در پايان سال 1364 به علت مسائل خانوادگى زندگىاش متلاشى شد و همسرش به بهانهء ديدار و سرپرستى فرزندانش به خارج از كشور رفت و بار
سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي ) — صفحة 2134
مساهمون: سيد محمد باقر برقعى
ص٢١٣٤