تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي ) — صفحة 2111

مساهمون:

ص٢١١١

در خانه نبودم

ماهم آمد به در خانه و من خانه نبودم * خانه گويى به سرم ريخت چو اين قصّه شنودم آنكه مىخواست به رويم در دولت بگشايد * اى دريغا ! كه درِ خانه به رويش نگشودم آمد آن دولت بيدار و مرا بخت فروخفت * من كه يك‌عمر شب از دست خيالش نغنودم اى نسيم سحر آن شمع شبستان طرب را * گو به سر مىرود از آتش هجران تو دودم

زندان زندگى

تا هستم اى رفيق ندانى كه كيستم * روزى سراغ وقت من آيى كه نيستم در آستان مرگ كه زندان زندگىست * تهمت به خويشتن نتوان زد كه زيستم پيداست از گلاب سرشكم كه من چو گل * يك روز خنده كردم و عمرى گريستم

بلبل باغ هنر « 1 »

از كورى چشم فلك امشب قمر اينجاست * آرى قمر امشب به خدا تا سحر اينجاست آهسته به گوش فلك از بنده بگوييد * ديگر نشود منتظر امشب قمر اينجاست شمعى كه به‌سويش من جان سوخته از شوق * پروانه‌صفت باز كنم بال‌وپر اينجاست تنها نه من از شوق سراپا نشناسم * يك دسته چو من عاشق بىپا و سر اينجاست آرى قمر آن قمرى خوشخوان طبيعت * آن نغمه‌سرا بلبل باغ هنر اينجاست ساز خوش و آواز خوش و بادهء دلكش * اى بىخبر آخر چه نشستى خبر اينجاست مهمان عزيزى كه پى ديدن رويش * همسايه همه سركشد از بام و در اينجاست اى كاش سحر نايد و خورشيد نزايد * كامشب قمر اينجا قمر اينجا قمر اينجاست
هامش
( 1 ) - اين شعر را در وصف « قمر الملوك وزيرى » خواننده فقيد و مشهور ايرانى سرود .
سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي ) — صفحة 2111 | سيد محمد باقر برقعى