ذكر خير
مرگ و رفتن بود براى همه * مرگ كوبد درِ سراى همه
آنكه دستش اجل نگيرد كيست ؟ * و آنكه مىماند و نميرد كيست ؟
زندگى چون كلاف پرپيچ است * اوّلش هيچ و آخرش هيچ است
نيست جز محنت و ملال اينجا * گر بمانى هزار سال اينجا
گر گداى رهى و گر شاهى * تو هم از كاروان اين راهى
تو هم اين راه دارى اندر پيش * توشه بردار بهر رفتن خويش
با وجودى كه طعمهء گورى * باز از جام كبر مغرورى
اين همه حرص و آز يعنى چه ؟ * آرزوى دراز يعنى چه ؟
زن و فرزند و مال و قدرت و زور * همه يار تُواند تا لب گور
چون نهندت به گور و برگردند * تا ابد از تو بىخبر گردند
آنچنان زى كه چون روى در خاك * همه باشند بهر تو غمناك
رحمتى بر روان خود باشى * شرف دودمان خود باشى
آنچنان زى كه از تو ياد كنند * روحت از ذكر خير شاد كنند