تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي ) — صفحة 2100

مساهمون:

ص٢١٠٠
عور ز انواع بساط حيات * جور ز اقسام و جهات ممات خاك سيه بستر اهل‌وعيال * رنج و تعب قوت و نشاطش ملال مست‌تر از چشم فلك روى او * چرخ نديده خم ابروى او همّتش از رفعت افلاك بيش * ساخته با نان جو خوان خويش

نوروز

صبحگهى نهضت نوروز بود * هركه به نوعى خوش و پيروز بود كوه و دمن جمله بياراستند * خويش به هر جامه كه مىخواستند ليك در اين منزل بىآب و رنگ * جامه بجز رنج نيايد به چنگ نهضت اين خانه دل‌ريش بود * درد و غم و محنت و تشويش بود گفت بدان دخترك از راه مهر * مام كه اى خيره ز حسنت سپهر خيره به همراهىام اى نيك‌خوى * راه كرم‌خانه ارباب پوى مرغك و بزغالهء خود فديه بر * وز كرمش بهرهء اين هديه بر دخترك از روى تحيّر به مام * گفت كه اى مادر والامقام علّت اين كار چه ؟ ارباب كيست * حكمت اين موهبت از بهر چيست ؟ گفت كه ارباب خداوند ماست * از كرم لطف و چه دربند ماست دخترك از جا به اطاعت پريد * تا كه چنين نكته ز مادر شنيد

تا چند خفته‌اى . . .

آن كس كه بر قضا و قدر اتّكا كند * خود را اسير محنت و رنج و بلا كند شرم‌آور است صاحب عقل سليم را * كو ضعف خود حواله به ميل قضا كند تقدير را چه صرفه بود ز ابتلاى ما * آخر قضا چه رخنه تواند به ما كند مجموعهء كمال معانى تيول ماست * تقدير را چه حد كه از اين حد خطا كند تا چند سر به جيب تفكّر برى ز عجز * تا كى كنى قبول كه زجرت خدا كند تا كى نشسته‌اى كه ز غيبت مدد رسد * تا چند خفته‌اى كه خدايت عطا كند از بردبارى تو به پا گشت كاخ ظلم * تكرار خبط ، آدم دانا چرا كند ؟ از ضعف و جبن و سستى ما رنج شد پديد * همّت بيار تا كه ببينى چه‌ها كند