تقديم به شهريار
نغمهساز
نغمهاى سازم : نشان خاطر شيدا * در دل شوريدگان عشق شررزا
موج غمم پر شده به پنجهء رامى * سوز دلم سر زده ز چنگ نكيسا
در دل خاراى كوه نالهء فرهاد * در بر خاشاك دشت ندبهء دارا
در پس زانوى غم ترانهء مجنون * بر سر كوى وفا فسانهء ليلى
در دل وامق ز سوز عشق ترنّم * بر رخ عذرا به نور حسن تجلّى
ولولهء حاجيان به درگه كعبه * زمزمهء موبدان به پيش اهورا
راز و نياز دلم به خلوت زاهد * سوز و گداز غمم به محفل ترسا
بانگ مؤذّن درون ساحت مسجد * نالهء ناقوس بر فراز كليسا
در ابديت زلال چشمهء جاويد * در گلوى تشنگان عشق گوارا
سوز نهانم نهاده سر به بيابان * راز درونم كشيده رخت به صحرا
معنى عشقم برون فتاده ز پرده * جان كلامم كه پرده را زده بالا
مايل وصلم ز سوز هجران نالان * نالهء شوقم ز دست حرمان دروا
شهر و ديار من است مشرق و مغرب * عاشق « او » را كجاست منزل و مأوى
لرزش ماهم ، درون آينهء آب * عشوهگر و غمگشاى و خاطرهافزا
دامن ديباى مه ، فراز جهانم * پردهء خوابآورى ز عشق و ز رؤيا
ريزش مهتاب در دل شب تاريك * روشنى خاطر شكسته و شيدا
بر رخ ماهم ز دور بوسهء عاشق * رهزن خوابم به سيل اشك غمآلا
چشمك عابد فريب زهرهء روشن * غمزهء عاشقكش ستارهء شَعرى
اشك فقيرم فداى مقدم منعم * شوق ضعيفم نثار لطف توانا
غلغل مى در گلوى مرغ صراحى * موج طرب در دهان ساغر صهبا
در كف دهقان ساده دايرهزنگى * بر لب چوپان پاك سوز دل نا
نالهء مرغى درون تيرگى شب * بانگ خروسى به وقت گفتن الّا
قهقه كبك درى به دامنهء كوه * چهچه بلبل فراز گلبن رعنا
در شب مهتاب ساز مرغ شباهنگ * دور ! چو از شاخهها سرايد و آوا
در پر پروانه گاه سوختن از شوق * ساز سكوتم نهاده بر لب گويا