گاه به آهنگ ماهتاب درآيم * بر سر صحرا فكنده دامن ديبا
گاه صداى پر فرشتهء صلحم * شادى ياران و بىقرارى اعدا
گاه نواى كريه جغد سفيرم * خون چكد از پنچهام به صحنهء هيجا
گاه نشاط دلم به سينهء اعدا * گاه سرشك غمم به مرگ احبّا
گاه به كرسى نگاه تند معلّم * گاه به مكتب نواى گرم الفبا
گاه به گوش قضات ذوق صراحت * گاه به چشم اديب لطف معمّا
گاه به هنگام رو نهفتن خورشيد * روى درختان ز بانگ زاغان غوغا
گاه صداى كُلَند گوركنانم * گاه ز تهديد مرگ نالهء مرضى
گاه به چاه اندر استغاثهء يوسف * گه به ره پر ز چَه فريب يهودا
گاه ز درد فراق زارى يعقوب * وه كه چو سوزنده است گريهء اعمى
گاه شنيدن غريب روزهء مريم * گاه ولادت عجيب نطق مسيحا
گاه چو موسى صداى شوق برآرم * چو « ارَنى » گويم و ببينم « او » را
گاه به مصلوب كردن تن عيسى * كوبش ميخم به چارچوب چليپا
گاه به لبهاى ديريان نى مولو * گاه به شبهاى صوفيان دم مولا
گاه هياهوى روز در دل شهرم * گاه سكوت شبم به خلوت پيدا
گاه به گوش حريص نغمهء مسكوك * گاه به چشم گرسنه جلوهء حلوا
گاه به دود دلم نشانهء حرمان * گه ز سرور نهان ترانهء لالا
گاه ز دريا روم چو بوسه به ساحل * گاه چو سيلى خورم به صخرهء صمّا
گاه دهم سوز دل به چوبى و سيمى * تا كند آواز دوست عقدهء دل وا
گاه قلم مىنهم به پنجهء شاعر * خواست چو تقرير عشق را كند املا
گاه شوم سحر كلك سعدى و حافظ * در چمن شعر طوطيان شكرخا
گاه در آغوش « شهريار » سهتارم * يار وفادار شاعرى هنرآرا
گاه به سرپنجهء « صبايى » پنهان * گاه ز سوز دل « ملوكى » پيدا
گاه به زير و بم سهتار « عبادى » * آتش غم مىزنم به خاطر شيدا
گاه به اشعار « شهريار » دهم روح * تا كه كند ابتكار شيوهء شيوا
سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي ) — صفحة 2093
مساهمون: سيد محمد باقر برقعى
ص٢٠٩٣